آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ مهر ۱۴۰۵

      While

      waɪl waɪl

      گذشته‌ی ساده:

      whiled

      شکل سوم:

      whiled

      سوم‌شخص مفرد:

      whiles

      وجه وصفی حال:

      whiling

      شکل جمع:

      whiles

      معنی while | جمله با while

      conjunction A2

      درحالی‌که، وقتی که، هم‌زمان با، هنگامی که، در مدتی که، در طولِ زمانی که

      شکل رسمی: whilst

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      We dined while the baby slept.

      در مدتی که کودک خواب بود شام خوردیم.

      The government implemented new policies to stimulate economic recovery, while simultaneously addressing environmental concerns.

      دولت سیاست‌های جدیدی را برای تحریک بهبود اقتصادی درحالی‌که هم‌زمان به نگرانی‌های زیست‌محیطی می‌پرداخت، اجرا کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I'll make dinner while you set the table.

      من شام را آماده می‌کنم در طولِ زمانی که تو میز را می‌چینی.

      He was killed while trying to escape.

      وقتی که می‌خواست فرار کند کشته شد.

      While you're up, close the window.

      حالاکه سر پایی، پنجره را ببند.

      Gather ye rosebuds while you may.

      (رابرت هریک) تا می‌توانید شکوفه‌های گل جمع کنید.

      conjunction B2

      اگرچه، بااینکه، هرچند، گرچه، باوجوداینکه

      شکل رسمی: whilst

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      While he was not poor, he had no ready cash.

      بااینکه فقیر نبود، اما پول نقد در دسترس نداشت.

      Many economists advocate for free-market policies, while others argue that government intervention is crucial for ensuring social equity and stability.

      بسیاری از اقتصاددانان از سیاست‌های بازار آزاد حمایت می‌کنند، هرچند برخی دیگر معتقدند که مداخله‌ی دولت برای تضمین عدالت اجتماعی و ثبات حیاتی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The story itself, while badly written, is not only true but interesting, too.

      خود داستان باوجوداینکه بد نگاشته شده است نه‌تنها واقعیت دارد، بلکه جالب هم هست.

      conjunction B1

      درحالی‌که، در مقایسه با، اما، حال‌آنکه، در مقابل، درصورتی‌که‬

      I like tea while Iraj prefers coffee.

      من چای دوست دارم درحالی‌که ایرج قهوه را ترجیح می‌دهد.

      Developed nations often prioritize economic growth, while developing countries frequently focus on poverty reduction and basic infrastructure development.

      کشورهای توسعه‌یافته اغلب رشد اقتصادی را در اولویت قرار می‌دهند، درحالی‌که کشورهای درحال توسعه غالباً بر کاهش فقر و توسعه‌ی زیرساخت‌های اساسی تمرکز دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The walls are white while the doors are brown.

      دیوارها به رنگ سفید هستند درحالی‌که درها قهوه‌ای‌اند.

      noun uncountable B1

      مدت‌زمانی، مدتی

      He waited for a while and then left.

      مدتی منتظر شد و سپس رفت.

      The research team observed the celestial phenomenon for a considerable while, meticulously recording all pertinent data.

      تیم تحقیقاتی پدیده‌ی آسمانی را برای مدت‌زمان قابل توجهی مشاهده کرد و تمام داده‌های مربوطه را با دقت ثبت نمود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He came back again in a while.

      کمی بعد دوباره بازگشت.

      a while ago

      مدتی پیش

      noun countable uncountable

      ‫زحمت‬

      It's not worth your while to argue with him; he never changes his mind.

      ارزش زحمت شما را ندارد که با او بحث کنید؛ او هرگز نظرش را تغییر نمی‌دهد.

      While the immediate benefits of this policy are clear, the long-term societal implications require further investigation to determine if the effort is truly worthwhile.

      درحالی‌که مزایای فوری این سیاست روشن است، اما پیامدهای اجتماعی بلندمدت نیاز به بررسی بیشتر دارد تا مشخص شود آیا این زحمت واقعاً ارزشش را دارد.

      preposition

      انگلیسی بریتانیایی تاوقتی‌که، تازمانی‌که

      Please wait here while I grab my keys from inside.

      لطفاً اینجا صبر کنید تاوقتی‌که کلیدهایم را از داخل بردارم.

      It is imperative that governments continue to invest in renewable energy sources while fossil fuel reserves are still available to facilitate a smooth transition.

      ضروری است که دولت‌ها به سرمایه‌گذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر تازمانی‌که ذخایر سوخت فسیلی هنوز در دسترس هستند تا یک انتقال آرام را تسهیل کنند را ادامه دهند.

      verb - transitive C1

      ‫وقت گذراندن، وقت سپری کردن

      They whiled the hours away playing board games during the power outage.

      آن‌ها ساعت‌ها را با بازی کردن تخته‌نرد در زمان قطعی برق گذراندند.

      Whileing away the long hours of a transatlantic flight can be made more productive through engaging with educational podcasts.

      گذراندن ساعات طولانی یک پرواز ترانس‌آتلانتیک را می‌توان با گوش دادن به پادکست‌های آموزشی پربارتر کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد while

      1. conjunction as long as
        Synonyms:
        whilst during during the time in the time throughout the time at the same time although
      1. conjunction even though
        Synonyms:
        though although whereas albeit when much as howbeit
      1. noun time interval
        Synonyms:
        time period moment spell space occasion stretch interim meantime instant bit

      Phrasal verbs

      to wile (or while) away

      حرام کردن، به بطالت گذراندن، تلف کردن

      Collocations

      worth your while

      ارزشمند بودن ، به زحمتش بیرزد

      take it easy for a while

      برای مدتی استراحت کردن، سخت نگرفتن

      Idioms

      between whiles

      گهگاه، گاه و بیگاه، هرچند وقت یک بار

      worth one's while

      مفید، به‌درد خور، چیزی که به وقتش می‌ارزد

      سودمند، قابل صرف وقت

      make hay while the sun shines

      تا تنور داغ است نان را بچسبان، از فرصت استفاده کن

      while the cat's away, the mice will play

      موش که چشم گربه را دور ببیند دم در میآورد

      strike while the iron is hot

      از فرصت استفاده کردن، تا تنور داغ است نان را چسباندن

      تا تنور داغ است نان را چسباندن، تا آهن داغ است چکش کاری کردن، تا فرصت باقی است کاری را انجام دادن

      Idioms بیشتر

      once in a while

      گاهی‌وقت‌ها، هرازگاهی، گهگاه، هرچندوقت یک‌بار

      ارجاع به لغت while

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «while» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/while

      لغات نزدیک while

      • - whiggery
      • - whigmaleerie
      • - while
      • - while the cat's away, the mice will play
      • - whiles
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rule و law چیست؟

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      exculpatory kill block tempo tooling received ball joust antenna bump pass sitting volleyball line serve quick set monster block triple block trap set rotation defense ایرادگیرانه جوراب‌شلواری رجب با بی‌عقلی با جنجال سیر تبر زدن سرهم‌بندی کردن رسوب کارمندی بدن‌سازی فردوسی آهکسان پایگاه داده فورس ماژور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.