گذشتهی ساده:
whiledشکل سوم:
whiledسومشخص مفرد:
whilesوجه وصفی حال:
whilingشکل جمع:
whilesدرحالیکه، وقتی که، همزمان با، هنگامی که، در مدتی که، در طولِ زمانی که
شکل رسمی: whilst
We dined while the baby slept.
در مدتی که کودک خواب بود شام خوردیم.
The government implemented new policies to stimulate economic recovery, while simultaneously addressing environmental concerns.
دولت سیاستهای جدیدی را برای تحریک بهبود اقتصادی درحالیکه همزمان به نگرانیهای زیستمحیطی میپرداخت، اجرا کرد.
I'll make dinner while you set the table.
من شام را آماده میکنم در طولِ زمانی که تو میز را میچینی.
He was killed while trying to escape.
وقتی که میخواست فرار کند کشته شد.
While you're up, close the window.
حالاکه سر پایی، پنجره را ببند.
Gather ye rosebuds while you may.
(رابرت هریک) تا میتوانید شکوفههای گل جمع کنید.
اگرچه، بااینکه، هرچند، گرچه، باوجوداینکه
شکل رسمی: whilst
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
While he was not poor, he had no ready cash.
بااینکه فقیر نبود، اما پول نقد در دسترس نداشت.
Many economists advocate for free-market policies, while others argue that government intervention is crucial for ensuring social equity and stability.
بسیاری از اقتصاددانان از سیاستهای بازار آزاد حمایت میکنند، هرچند برخی دیگر معتقدند که مداخلهی دولت برای تضمین عدالت اجتماعی و ثبات حیاتی است.
The story itself, while badly written, is not only true but interesting, too.
خود داستان باوجوداینکه بد نگاشته شده است نهتنها واقعیت دارد، بلکه جالب هم هست.
درحالیکه، در مقایسه با، اما، حالآنکه، در مقابل، درصورتیکه
I like tea while Iraj prefers coffee.
من چای دوست دارم درحالیکه ایرج قهوه را ترجیح میدهد.
Developed nations often prioritize economic growth, while developing countries frequently focus on poverty reduction and basic infrastructure development.
کشورهای توسعهیافته اغلب رشد اقتصادی را در اولویت قرار میدهند، درحالیکه کشورهای درحال توسعه غالباً بر کاهش فقر و توسعهی زیرساختهای اساسی تمرکز دارند.
The walls are white while the doors are brown.
دیوارها به رنگ سفید هستند درحالیکه درها قهوهایاند.
مدتزمانی، مدتی
He waited for a while and then left.
مدتی منتظر شد و سپس رفت.
The research team observed the celestial phenomenon for a considerable while, meticulously recording all pertinent data.
تیم تحقیقاتی پدیدهی آسمانی را برای مدتزمان قابل توجهی مشاهده کرد و تمام دادههای مربوطه را با دقت ثبت نمود.
He came back again in a while.
کمی بعد دوباره بازگشت.
a while ago
مدتی پیش
زحمت
It's not worth your while to argue with him; he never changes his mind.
ارزش زحمت شما را ندارد که با او بحث کنید؛ او هرگز نظرش را تغییر نمیدهد.
While the immediate benefits of this policy are clear, the long-term societal implications require further investigation to determine if the effort is truly worthwhile.
درحالیکه مزایای فوری این سیاست روشن است، اما پیامدهای اجتماعی بلندمدت نیاز به بررسی بیشتر دارد تا مشخص شود آیا این زحمت واقعاً ارزشش را دارد.
انگلیسی بریتانیایی تاوقتیکه، تازمانیکه
Please wait here while I grab my keys from inside.
لطفاً اینجا صبر کنید تاوقتیکه کلیدهایم را از داخل بردارم.
It is imperative that governments continue to invest in renewable energy sources while fossil fuel reserves are still available to facilitate a smooth transition.
ضروری است که دولتها به سرمایهگذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر تازمانیکه ذخایر سوخت فسیلی هنوز در دسترس هستند تا یک انتقال آرام را تسهیل کنند را ادامه دهند.
وقت گذراندن، وقت سپری کردن
They whiled the hours away playing board games during the power outage.
آنها ساعتها را با بازی کردن تختهنرد در زمان قطعی برق گذراندند.
Whileing away the long hours of a transatlantic flight can be made more productive through engaging with educational podcasts.
گذراندن ساعات طولانی یک پرواز ترانسآتلانتیک را میتوان با گوش دادن به پادکستهای آموزشی پربارتر کرد.
حرام کردن، به بطالت گذراندن، تلف کردن
ارزشمند بودن ، به زحمتش بیرزد
برای مدتی استراحت کردن، سخت نگرفتن
گهگاه، گاه و بیگاه، هرچند وقت یک بار
تا تنور داغ است نان را بچسبان، از فرصت استفاده کن
while the cat's away, the mice will play
موش که چشم گربه را دور ببیند دم در میآورد
از فرصت استفاده کردن، تا تنور داغ است نان را چسباندن
تا تنور داغ است نان را چسباندن، تا آهن داغ است چکش کاری کردن، تا فرصت باقی است کاری را انجام دادن
گاهیوقتها، هرازگاهی، گهگاه، هرچندوقت یکبار
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «while» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/while