آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ خرداد ۱۴۰۴

    Moment

    ˈmoʊmənt ˈməʊmənt

    شکل جمع:

    moments

    معنی moment | جمله با moment

    noun countable A2

    لحظه، دم، آن (زمان بسیار کوتاه)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

    مشاهده

    He disappeared in a moment.

    در یک آن غیبش زد.

    Wait a moment!

    یک لحظه صبر کن!

    noun countable B1

    لحظه، زمان، وقت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    This moment of thought lasted only five minutes.

    این زمان تفکر فقط پنج دقیقه طول کشید.

    That day was his moment of glory.

    آن روز هنگام افتخار او بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    at the moment I am unemployed.

    فعلاً بیکارم.

    each moment

    هر دم

    at the moment when she died

    در لحظه‌ای که مرد

    this moment

    همیدون، دراین لحظه، در این دم

    each moment a fruit is sent forth from this garden

    هردم از این باغ بری می‌رسد

    noun uncountable formal

    اهمیت

    An event of no particular moment.

    رویدادی که اهمیت خاصی نداشت.

    Such discoveries are of scientific moment.

    چنین کشف‌هایی از اهمیت علمی برخوردارند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    news of great moment

    اخبار پر اهمیت

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد moment

    1. noun brief time period
      Synonyms:
      time bit while second minute instant occasion point stage flash shake tick wink date hour juncture jiffy sec trice no time point in time breathing crack split second twinkle nothing flat three winks jiff twinkling
    1. noun importance
      Synonyms:
      significance value worth weight consequence seriousness gravity note magnitude substance concern import advantage use profit avail weightiness pith momentousness signification
      Antonyms:
      unimportance triviality
    1. noun a particular interval of time that is limited and often crucial
      Synonyms:
      instant juncture here-and-now point present moment
      Antonyms:
      inconsequence

    Collocations

    at any moment

    در هر آن، هر دم، در هر لحظه

    at the last moment

    در آخرین لحظه، در آخرین فرصت

    at the moment

    فعلاً، اکنون، حالا

    for the moment

    اکنون، حال، در این هنگام

    the moment that

    به مجردی که

    Collocations بیشتر

    senior moment

    لحظه فراموشی (به دلیل سن بالا) / حواس‌پرتی سالمندی

    Idioms

    have one's moment

    لحظه‌ی شکوفایی یا جلوه داشتن، برای مدت کمی درخشیدن

    in the heat of the moment

    در اوج عصبانیت، در اوج هیجان، جَوزدگی، لحظه‌ی عصبانیت و هیجان (که فرد ممکن است بدون فکر دست به کاری بزند یا سخنی بگوید)

    just a minute (or moment or second) !

    (عامیانه) یک لحظه، یک دقیقه صبر کن !، یک لحظه‌ی دیگر، صبر کن ببینم!

    of great pith and moment

    بسیار مهم و خطیر، حیاتی

    on the spur of the moment

    با عجله، غفلتاً، بی‌مقدمه، بدون نقشه‌ی قبلی

    Idioms بیشتر

    in a moment

    به‌زودی، خیلی زود، تا چند لحظه‌ی دیگر

    لغات هم‌خانواده moment

    noun
    moment, momentum
    adjective
    momentary, momentous
    adverb
    momentarily

    سوال‌های رایج moment

    معنی moment به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی moment در زبان فارسی به «لحظه» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «لحظه» به کوچک‌ترین واحد زمان اشاره دارد که می‌تواند مدت‌زمانی بسیار کوتاه و گذرا را توصیف کند. در زبان روزمره، لحظه به معنای یک نقطه کوتاه زمانی است که در آن اتفاقی می‌افتد یا حسی تجربه می‌شود. این مفهوم نشان‌دهنده‌ی گذر سریع زمان و اهمیت هر لحظه در زندگی انسان‌ها است.

    از نظر فلسفی و روان‌شناختی، لحظه‌ها بخش‌های تشکیل‌دهنده‌ی تجربه‌ی انسانی هستند که به واسطه‌ی آن‌ها زندگی شکل می‌گیرد. هر لحظه ممکن است حاوی احساسات، خاطرات و رویدادهای مهم باشد که تأثیرگذار بر روند زندگی فرد هستند. توجه به لحظه‌های حاضر و زندگی در اکنون، یکی از موضوعات مهم در مکتب‌های فلسفی و روان‌شناسی مثبت است.

    در علوم فیزیکی، moment به واحد اندازه‌گیری‌ای مرتبط با نیرو و چرخش نیز اشاره دارد، مانند moment of force یا torque که به گشتاور نیرو گفته می‌شود. این مفهوم در مهندسی و مکانیک برای تحلیل حرکت اجسام و پایداری ساختارها کاربرد فراوان دارد.

    همچنین، لحظه در زبان ادبیات و هنر به عنوان نمادی از گذر زمان، تغییر و حساسیت‌های عاطفی به کار می‌رود. نویسندگان و شاعران از لحظه برای توصیف دقیق تجربه‌های انسانی و انتقال احساسات استفاده می‌کنند، چرا که هر لحظه می‌تواند نمایانگر تحولی یا احساس خاصی باشد.

    واژه‌ی لحظه نشان‌دهنده اهمیت زمان و تجربه‌های گذراست که هر کدام نقش مهمی در شکل‌دهی زندگی انسان‌ها دارند و یادآور ارزش هر دقیقه و هر آن در زندگی است.

    شکل جمع moment چی میشه؟

    شکل جمع moment در زبان انگلیسی moments است.

    ارجاع به لغت moment

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «moment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/moment

    لغات نزدیک moment

    • - mombasa
    • - mome
    • - moment
    • - moment of truth
    • - momentarily
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.