آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱ بهمن ۱۴۰۳

    Nip

    nɪp nɪp

    گذشته‌ی ساده:

    nipped

    شکل سوم:

    nipped

    سوم‌شخص مفرد:

    nips

    وجه وصفی حال:

    nipping

    معنی nip | جمله با nip

    verb - intransitive informal

    انگلیسی بریتانیایی سر زدن، برای مدت کوتاهی جایی رفتن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    I need to nip to the store before it closes.

    قبل‌از بسته شدن باید به فروشگاه بروم.

    He will nip over to his friend's house for a brief visit.

    او برای ملاقات کوتاهی به خانه‌ی دوستش سر می‌زند.

    verb - intransitive verb - transitive

    گاز گرفتن، نیشگون گرفتن، (بین دو چیز) فشار دادن، گرفتن، گیر کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    He nipped my ear between his fingers and pulled.

    گوشم را میان دو انگشتش گرفت و کشید.

    I nipped my finger in the door.

    انگشتم لای در گیر کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He nipped his grandson between his knees.

    نوه‌اش را بین زانوهایش گرفت و فشرد.

    noun uncountable informal

    سوز، سرما

    There is a nip in the air.

    هوا سوز دارد.

    I felt a nip on my nose during our evening stroll.

    در حین قدم زدن عصرانه‌مان، سرمایی روی بینی‌ام احساس کردم.

    noun countable uncountable

    نیش، گاز

    He felt a sharp nip from the curious puppy's teeth.

    گاز تیزی را از دندان‌های توله‌سگ فضول احساس کرد.

    She winced at the nip of the insect on her arm.

    او از نیش حشره روی بازویش خود را تکان داد.

    noun countable informal

    انگلیسی بریتانیایی (نوشیدنی الکی) جرعه، قلپ

    He had a nip of the Gin.

    یک جرعه از جین را نوشید.

    She offered him a nip of whiskey to ease his nerves.

    او برای آرام کردن اعصابش جرعه‌ای ویسکی به او تعارف کرد.

    noun countable

    قدیمی ناپسند نیپ (یکی از نام‌های تحقیرآمیز نژادی علیه مردمان ژاپنی و نژاد آن‌ها)

    Nip is an extremely offensive word for a Japanese person.

    نیپ کلمه‌ای بسیار توهین‌آمیز برای ژاپنی‌هاست.

    Nip is an ethnic slur against people of Japanese descent and origin.

    نیپ توهینی قومی به مردم ژاپنی‌تبار و اصیل است.

    verb - transitive

    جدا کردن، کندن، بریدن، زدن

    With his teeth he nipped the cigar's end and then lit it.

    با دندان ته سیگار برگ را کند و سپس آن را روشن کرد.

    I nipped off the corner of the page with scissors.

    گوشه‌ی صفحه را با قیچی بریدم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    If you nip some of the blooms, the rosebush will grow faster.

    اگر برخی از غنچه‌ها را بزنی، بته‌ی گل سرخ زودتر رشد خواهد کرد.

    verb - transitive

    مانع رشدونمو شدن، صدمه‌ زدن، جلوی پیشرفت یا رشد چیزی را گرفتن، آسیب رساندن، با ناکامی مواجه شدن، شکست خوردن

    His plans were nipped in their infancy.

    نقشه‌های او از آغاز با ناکامی مواجه شدند.

    Our plans were nipped in the bud.

    نقشه‌های ما در همان اوائل با شکست مواجه شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nip

    1. noun swallow, taste
      Synonyms:
      sip bite morsel mouthful shot portion nibble catch drop pinch dram slug jolt finger toothful snifter soupçon
    1. verb bite; take small part
      Synonyms:
      bite snap catch pinch squeeze clip snip nibble munch grip nab at twinge twitch sink teeth into take a chunk out of snag compress tweak
      Antonyms:
      gorge
    1. verb stop, thwart
      Synonyms:
      end check frustrate arrest thwart balk dash
      Antonyms:
      allow permit encourage

    Phrasal verbs

    nip in

    (انگلیس - عامیانه - رانندگی یا مسابقه) یک‌وری رفتن، قیقاج رفتن، جلوی کسی پیچیدن

    Idioms

    nip and tuck

    (مسابقه یا عمل و غیره) دارای عاقبت نامعلوم، دارای نیرو یا امتیاز تقریباً برابر

    nip in the bud

    غنچه را کندن یا سرما زدن، جوانه را کشتن، در نطفه کشتن (خفه کردن)

    از آغاز با ناکامی روبه‌رو کردن یا شدن

    سوال‌های رایج nip

    گذشته‌ی ساده nip چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده nip در زبان انگلیسی nipped است.

    شکل سوم nip چی میشه؟

    شکل سوم nip در زبان انگلیسی nipped است.

    وجه وصفی حال nip چی میشه؟

    وجه وصفی حال nip در زبان انگلیسی nipping است.

    سوم‌شخص مفرد nip چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد nip در زبان انگلیسی nips است.

    ارجاع به لغت nip

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «nip» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nip

    لغات نزدیک nip

    • - niobium
    • - niobous
    • - nip
    • - nip and tuck
    • - nip in
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.