گذشتهی ساده:
sippedشکل سوم:
sippedسومشخص مفرد:
sipsوجه وصفی حال:
sippingشکل جمع:
sipsجرعهجرعه نوشیدن، مزهمزه کردن، خردخرد آشامیدن
She sipped the tea and put the cup on the table.
چای را مزهمزه کرد و فنجان را روی میز گذاشت.
instead of gulping down try to sip!
بهجای قورتقورت نوشیدن سعی کن جرعهجرعه بنوشی!
جرعه، قلپ
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She took a sip of water before speaking.
او قبلاز صحبت، یک جرعه آب نوشید.
He savored every sip of his coffee.
او از هر قلپ قهوهاش لذت برد.
Take a small sip and tell me if it's hot.
جرعهی کوچک بنوش و بگو آیا داغ است.
(مدیریت) (SIP) نقطه عطف راهبردی
شکل کامل: strategic inflection point
The company reached a strategic inflection point when it launched its new product.
شرکت وقتی محصول جدید خود را عرضه کرد، به یک نقطهی عطف راهبردی رسید.
We must recognize the strategic inflection point and change our plan.
باید نقطهی عطف راهبردی را شناسایی کنیم و برنامهمان را تغییر دهیم.
Investors reacted quickly at the strategic inflection point.
سرمایهگذاران در نقطهی عطف راهبردی سریع واکنش نشان دادند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sip» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sip