آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Shard

      ʃɑːrd ʃɑːd

      شکل جمع:

      shards

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از sherd به‌ جای shard استفاده کرد.

      معنی shard | جمله با shard

      noun countable

      تکه، قطعه، قسمت، شیشه‌خرده

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Careful not to cut yourself on that sharp shard of glass.

      مواظب باش که خودت را با آن قطعه‌ی شیشه‌ی تیز نبری.

      The room was littered with tiny shards of broken pottery.

      اتاق پر از تکه‌های کوچک سفال شکسته بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A shard of ice fell from the roof and hit the ground.

      یک تکه یخ از پشت‌بام افتاد و به زمین خورد.

      noun uncountable

      پوسته، بال‌پوش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The beach was filled with tiny shards of seashells.

      ساحل پر از پوسته‌های ریز صدف بود.

      The turtle's shell is made up of intricate scales.

      پوسته‌ی لاک‌پشت از فلس‌های پیچیده تشکیل شده است.

      noun countable

      زمین‌شناسی ترکش، ریزترک

      The geologist discovered a shard of tuffaceous sediments embedded in the rock formation.

      زمین‌شناس ریزترکی از رسوبات توفی را کشف کرد که در سازند سنگ جاسازی شده بود.

      She accidentally stepped on a shard, causing a small cut on her foot.

      او به‌طور تصادفی روی یک ترکش پا گذاشت که باعث بریدگی کوچکی روی پایش شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shard

      1. noun residual matter
        Synonyms:
        end fragment scrap stub butt sherd ort

      سوال‌های رایج shard

      شکل جمع shard چی میشه؟

      شکل جمع shard در زبان انگلیسی shards است.

      ارجاع به لغت shard

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shard» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shard

      لغات نزدیک shard

      • - shaper
      • - shaping
      • - shard
      • - share
      • - share a secret (with somebody)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      slippery elm balsam fir hawthorn sugar maple white oak pitch pine red pine sassafras shadbush sycamore tulip tree black walnut alder apple tree apple دگرگونی پاستوریزه همجوش پذیر همبسته بودن نگاه کردن سطل آشغال زیگزاگ بازنمایی باز ویرایی اسبق آره اره کردن آلو خشک آهنین فلامینگو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.