آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ شهریور ۱۴۰۴

      Harmonious

      hɑːrˈmoʊniəs hɑːˈməʊniəs

      معنی harmonious | جمله با harmonious

      adjective

      هماهنگ، موزون، خوش‌آهنگ، دل‌نشین، خوش‌صدا

      The pianist created a harmonious rhythm that matched the singer’s voice.

      پیانیست ریتمی موزون نواخت که با صدای خواننده هماهنگ بود.

      Their voices blended into a harmonious tune.

      صداهایشان در آهنگی دل‌نشین با هم آمیخته شد.

      adjective

      دوستانه، صمیمی، آرام، مسالمت‌آمیز، همدلانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Harmonious relations between the ethnic groups have strengthened national unity.

      روابط همدلانه میان گروه‌های قومی، وحدت ملی را تقویت کرده است.

      She always tries to keep a harmonious atmosphere at home.

      او همیشه سعی می‌کند فضایی آرام در خانه حفظ کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The two friends lived together perfectly harmoniously.

      دو دوست با سازگاری کامل با هم زندگی می‌کردند.

      a harmonious relationship

      رابطه‌ی مسالمت‌آمیز

      adjective

      متناسب، هماهنگ، سازگار

      The design of the furniture is harmonious with the modern style of the room.

      طراحی مبلمان با سبک مدرن اتاق هماهنگ است.

      The colors of the painting are so harmonious that they create a sense of calm.

      رنگ‌های تابلو آن‌قدر هماهنگ هستند که حس آرامش ایجاد می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The various parts of the building are harmonious.

      بخش‌های گوناگون عمارت با هم جور هستند.

      a harmonious blending of pleasant colors and shapes

      آمیزه‌ی هماهنگ از رنگ‌ها و شکل‌های خوشایند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد harmonious

      1. adjective agreeable, corresponding; friendly
        Synonyms:
        friendly compatible similar like suitable cordial congenial harmonic tuneful musical melodious matching corresponding balanced in harmony in accord of one mind in tune in unison in step on same wavelength peaceful adapted concordant accordant sympathetic congruous harmonizing coordinated consonant symfonious symphonic amicable simpatico mix dulcet mellifluous sonorous rhythmical silvery in chorus in concert
        Antonyms:
        unfriendly disagreeable unlike inharmonious discordant opposed harsh dissonant cacophonous

      ارجاع به لغت harmonious

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «harmonious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/harmonious

      لغات نزدیک harmonious

      • - harmonica
      • - harmonics
      • - harmonious
      • - harmonist
      • - harmonistic
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.