آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اسفند ۱۴۰۲

    Punchy

    ˈpʌntʃi ˈpʌntʃi

    معنی punchy | جمله با punchy

    adjective

    قوی، پرقدرت، مؤثر، پرتأثیر (بحث و استدلال و غیره)

    The article had a punchy headline that immediately caught my attention.

    این مقاله تیتر قوی‌ای داشت که بی‌درنگ توجه من را به خود جلب کرد.

    She gave a punchy speech.

    سخنرانی پرقدرتی ایراد کرد.

    adjective

    درخشان، زنده (رنگ و غیره)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    The punchy colors of the sunset painted the sky with hues of orange, pink, and purple.

    رنگ‌های زنده‌ی غروب خورشید، آسمان را با رنگ‌های نارنجی، صورتی و بنفش رنگ‌آمیزی کرد.

    She wore a punchy red dress that caught everyone's attention.

    او لباس قرمزرنگ درخشانی پوشیده بود که توجه همه را به خود جلب کرد.

    adjective informal

    انگلیسی بریتانیایی نسبتاً زیاد، بالاتر از حد معمول (در مورد قیمت)

    I wasn't prepared for the punchy cost of the concert tickets.

    من برای هزینه‌ی نسبتاً زیاد بلیت کنسرت آماده نبودم.

    The hotel room rates in this city are punchy during peak season.

    قیمت اتاق‌های هتل در این شهر در فصل اوج بالاتر از حد معمول است.

    adjective informal

    منگ، گیج، کلافه

    Hours of studying for the exam made me punchy.

    ساعت‌ها مطالعه برای امتحان من را منگ کرد.

    Trying to solve that complex math problem left me punchy.

    تلاش برای حل آن مسئله‌ی پیچیده‌ی ریاضی باعث شد من کلافه شوم.

    adjective

    غذا و آشپزی تند (به‌طور خوشایند)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

    مشاهده

    The punchy salsa left a good sensation on my taste buds.

    سالسای تند حس خوبی در جوانه‌های چشایی من به جا گذاشت.

    I love adding punchy spices like cayenne.

    عاشق اضافه کردن ادویه‌های تند مانند کاین هستم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد punchy

    1. adjective
      Synonyms:
      confused groggy dazed

    ارجاع به لغت punchy

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «punchy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/punchy

    لغات نزدیک punchy

    • - punching power
    • - punchist
    • - punchy
    • - punctate
    • - punctation
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ago ailment aliment lunar eclipse mazuma means meanwhile meat grinder meltdown mind the gap morph morsel movie buff mud mugged بالانس بالشت باوفا بایگانی با سیاست با معرفت بخاری غنیمت جنگی بدبخت بدسلیقه بدقلق بدقول قایق‌رانی بادبانی بدقولی کردن بدون
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.