آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ اسفند ۱۴۰۴

      Unsteady

      ʌnˈstedi ʌnˈstedi

      گذشته‌ی ساده:

      unsteadied

      شکل سوم:

      unsteadied

      سوم‌شخص مفرد:

      unsteadies

      وجه وصفی حال:

      unsteadying

      صفت تفضیلی:

      unsteadier

      صفت عالی:

      unsteadiest

      معنی unsteady | جمله با unsteady

      adjective

      ناپایدار، متزلزل، بی‌ثبات، لق، سست، نامتعادل، تلوتلوخوران، لرزان

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The old man's hand was unsteady as he poured the tea.

      هنگام ریختن چای دست پیرمرد لرزان بود.

      don't climb an unsteady ladder!

      از نردبان لق بالا نرو!

      adjective

      بی‌ثبات، ناپایدار، متزلزل، نامطمئن، پرنوسان، متغیر و غیرقابل پیش‌بینی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Prices remain unsteady due to global tensions.

      قیمت‌ها به‌دلیل تنش‌های جهانی، همچنان ناپایدار باقی مانده‌اند.

      The company avoided major investments during the unsteady period.

      شرکت در دوره‌ی بی‌ثبات از سرمایه‌گذاری‌های بزرگ خودداری کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      unsteady economic conditions

      شرایط اقتصادی متزلزل

      unsteady industrial growth

      رشد صنعتی غیریکنواخت

      in these unsteady times

      در این ایام عاری از ثبات

      adjective

      نامنظم، ناهماهنگ، غیریکنواخت، لرزان، ناموزون، نامتعادل

      The patient had an unsteady pulse after the operation.

      بیمار پس‌از عمل جراحی، دچار ضربان نامنظم شده بود.

      There was an unsteady rhythm in the engine’s sound.

      در صدای موتور، ریتم ناهماهنگی وجود داشت.

      verb - transitive

      بی‌ثبات کردن، متزلزل کردن، سست کردن، بر هم زدن تعادل، لرزان کردن، ناپایدار کردن

      Joy unsteadied her voice.

      شادی، صدای او را به لرزه درآورده بود.

      Doubt began to unsteady his confidence.

      تردید، شروع به متزلزل کردن اعتمادبه‌نفس او کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unsteady

      1. adjective not physically steady or firm
        Synonyms:
        precarious rickety shaky tottering tottery unstable wobbly
      1. adjective wobbly
        Synonyms:
        unstable shaky precarious wiggly infirm wavering insecure treacherous unbalanced top-heavy leaning ramshackle tottering giddy weaving tottery heaving shifting unsure teetering uncertain weak wobbly
      1. adjective inconstant
        Synonyms:
        changeable erratic capricious variable fluctuating fickle uncertain inconstant vacillating volatile unreliable shaky unstable fantastic fantastical unfixed dizzy freakish inconsistent giddy groggy mercurial unfirm tricky temperamental precarious quivery ticklish shifty rickety rocky unpredictable shifting jerky teetering tippy fluttering unsettled unsound whimsical wabbly wavering wayward wiggly wobbly
      1. adjective capable of or liable to change
        Synonyms:
        alterable changeable fluid inconstant mutable uncertain unsettled unstable variable variant various
        Antonyms:
        steady

      سوال‌های رایج unsteady

      گذشته‌ی ساده unsteady چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده unsteady در زبان انگلیسی unsteadied است.

      شکل سوم unsteady چی میشه؟

      شکل سوم unsteady در زبان انگلیسی unsteadied است.

      وجه وصفی حال unsteady چی میشه؟

      وجه وصفی حال unsteady در زبان انگلیسی unsteadying است.

      سوم‌شخص مفرد unsteady چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد unsteady در زبان انگلیسی unsteadies است.

      صفت تفضیلی unsteady چی میشه؟

      صفت تفضیلی unsteady در زبان انگلیسی unsteadier است.

      صفت عالی unsteady چی میشه؟

      صفت عالی unsteady در زبان انگلیسی unsteadiest است.

      ارجاع به لغت unsteady

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unsteady» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unsteady

      لغات نزدیک unsteady

      • - unstable
      • - unstable state
      • - unsteady
      • - unsteel
      • - unstep
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.