گذشتهی ساده:
unsteadiedشکل سوم:
unsteadiedسومشخص مفرد:
unsteadiesوجه وصفی حال:
unsteadyingصفت تفضیلی:
unsteadierصفت عالی:
unsteadiestناپایدار، متزلزل، بیثبات، لق، سست، نامتعادل، تلوتلوخوران، لرزان
The old man's hand was unsteady as he poured the tea.
هنگام ریختن چای دست پیرمرد لرزان بود.
don't climb an unsteady ladder!
از نردبان لق بالا نرو!
بیثبات، ناپایدار، متزلزل، نامطمئن، پرنوسان، متغیر و غیرقابل پیشبینی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Prices remain unsteady due to global tensions.
قیمتها بهدلیل تنشهای جهانی، همچنان ناپایدار باقی ماندهاند.
The company avoided major investments during the unsteady period.
شرکت در دورهی بیثبات از سرمایهگذاریهای بزرگ خودداری کرد.
unsteady economic conditions
شرایط اقتصادی متزلزل
unsteady industrial growth
رشد صنعتی غیریکنواخت
in these unsteady times
در این ایام عاری از ثبات
نامنظم، ناهماهنگ، غیریکنواخت، لرزان، ناموزون، نامتعادل
The patient had an unsteady pulse after the operation.
بیمار پساز عمل جراحی، دچار ضربان نامنظم شده بود.
There was an unsteady rhythm in the engine’s sound.
در صدای موتور، ریتم ناهماهنگی وجود داشت.
بیثبات کردن، متزلزل کردن، سست کردن، بر هم زدن تعادل، لرزان کردن، ناپایدار کردن
Joy unsteadied her voice.
شادی، صدای او را به لرزه درآورده بود.
Doubt began to unsteady his confidence.
تردید، شروع به متزلزل کردن اعتمادبهنفس او کرد.
گذشتهی ساده unsteady در زبان انگلیسی unsteadied است.
شکل سوم unsteady در زبان انگلیسی unsteadied است.
وجه وصفی حال unsteady در زبان انگلیسی unsteadying است.
سومشخص مفرد unsteady در زبان انگلیسی unsteadies است.
صفت تفضیلی unsteady در زبان انگلیسی unsteadier است.
صفت عالی unsteady در زبان انگلیسی unsteadiest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «unsteady» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unsteady