Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ فروردین ۱۴۰۳

      Shifting

      ˈʃɪftɪŋ ˈʃɪftɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      shifted

      شکل سوم:

      shifted

      سوم‌شخص مفرد:

      shifts

      معنی shifting

      تغییر مکان‌دهی، تغییرکننده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shifting

      1. verb move very slightly
        Synonyms:
        moving stirring budging lurching agitating pitching transferring removing maneuvering
      1. verb move sideways or in an unsteady way
        Synonyms:
        moving turning swinging tilting slipping wobbling veering deviating deflecting diverting averting stirring pivoting budging dislodging careening faulting
      1. verb to manage
        Synonyms:
        doing managing fending faring
      1. verb lay aside, abandon, or leave for another
        Synonyms:
        changing switching
      1. verb to alter the settled state or position of
        Synonyms:
        moving disturbing displacing shaking dislocating
      1. verb move around
        Synonyms:
        moving changing altering replacing exchanging transferring swapping turning arranging removing displacing shuffling trading converting varying drifting fluctuating dodging evading grouping commuting veering swerving transposing interchanging substituting relaying touring stirring vacillating intermitting dividing faulting tacking spelling tricking stinting paltering disposing
        Antonyms:
        remaining stagnating
      1. noun the act of moving from one place to another
        Synonyms:
        shift darting
      1. adjective changing position or direction
        Synonyms:
        shifty
      1. adjective (of soil) unstable
        Synonyms:
        unfirm

      سوال‌های رایج shifting

      گذشته‌ی ساده shifting چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده shifting در زبان انگلیسی shifted است.

      شکل سوم shifting چی میشه؟

      شکل سوم shifting در زبان انگلیسی shifted است.

      سوم‌شخص مفرد shifting چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد shifting در زبان انگلیسی shifts است.

      ارجاع به لغت shifting

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shifting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shifting

      لغات نزدیک shifting

      • - shiftable
      • - shifter
      • - shifting
      • - shifting pedal
      • - shiftless
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.