آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ تیر ۱۴۰۵

      Fluster

      ˈflʌstər ˈflʌstə

      گذشته‌ی ساده:

      flustered

      شکل سوم:

      flustered

      سوم‌شخص مفرد:

      flusters

      وجه وصفی حال:

      flustering

      شکل جمع:

      flusters

      معنی fluster | جمله با fluster

      verb - transitive

      گیج کردن، دستپاچه کردن، عصبانی کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سراسیمه کردن، سردرگم کردن

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The sudden question from the boss flustered her during the presentation.

      سؤال ناگهانی رئیس او را در طول ارائه مضطرب کرد.

      Don't try to rush him; it will only fluster him more.

      سعی نکن او را عجله‌زده کنی؛ این فقط او را بیشتر گیج می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The sudden question flustered him.

      سؤال ناگهانی او را گیج کرد.

      I used to get flustered every time the teacher called me to the blackboard.

      هروقت معلم مرا پای تخته صدا می‌زد، دستپاچه می‌شدم.

      I get flustered when I'm asked to speak in public.

      وقتی از من خواسته می‌شود در جمع صحبت کنم، مضطرب می‌شوم.

      noun singular

      دستپاچگی، سراسیمگی، پریشانی، اضطراب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      He was in a fluster before the exam.

      قبل‌از امتحان دچار دستپاچگی شده بود.

      The sudden question left her in a fluster.

      سوال ناگهانی او را دچار اضطراب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her fluster made it hard to speak clearly.

      پریشانی او صحبت کردن واضح را دشوار کرد.

      to get in a fluster

      دستپاچه شدن

      verb - transitive

      ‫مست کردن‬، گرم شدن سر (دراثر مشروب)

      The strong wine flustered him quickly.

      شراب قوی او را به‌سرعت مست کرد.

      He worried that the cheap beer would fluster him before the meeting.

      او نگران بود که آبجوی ارزان قبل‌از جلسه او را مست کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      After a few sips, the sherry began to fluster his head.

      بعداز چند جرعه، شراب شِری سرش را گرم کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fluster

      1. noun perturbation, upset
        Synonyms:
        disturbance commotion turmoil agitation uproar to-do flurry flap flutter dither ruffle furor brouhaha
        Antonyms:
        calm peace calmness comfort
      1. verb upset, perturb
        Synonyms:
        bother disturb confuse agitate perplex puzzle disquiet rattle discompose flurry excite frustrate stir up perturb distract mystify muddle addle confound nonplus get to hassle make nervous psych work up bewilder fuddle make waves ruffle spook craze flip unhinge discombobulate throw off balance heat hurry
        Antonyms:
        calm settle comfort

      سوال‌های رایج fluster

      گذشته‌ی ساده fluster چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fluster در زبان انگلیسی flustered است.

      شکل سوم fluster چی میشه؟

      شکل سوم fluster در زبان انگلیسی flustered است.

      شکل جمع fluster چی میشه؟

      شکل جمع fluster در زبان انگلیسی flusters است.

      وجه وصفی حال fluster چی میشه؟

      وجه وصفی حال fluster در زبان انگلیسی flustering است.

      سوم‌شخص مفرد fluster چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fluster در زبان انگلیسی flusters است.

      ارجاع به لغت fluster

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fluster» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fluster

      لغات نزدیک fluster

      • - flush out
      • - flushing
      • - fluster
      • - flute
      • - flute player
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      just about dyskinesia dreamboat wind-wing surrogacy fv redwood baobab chestnut mahogany palm hickory olive banyan acacia اکرم باختری گوش‌نواز کتابخانه سیار چیز ناشناخته پنیر گرویر پس انداز کننده هلیوم هشت سطحی نقض عهد کردن نره گاو مصونیت دادن به مهماندوستی مشعوف بودن غمگین شدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.