آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • Phrasal verbs
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ آذر ۱۴۰۴

      Psych

      saɪk saɪk

      گذشته‌ی ساده:

      psyched

      شکل سوم:

      psyched

      سوم‌شخص مفرد:

      psyches

      وجه وصفی حال:

      psyching

      شکل جمع:

      psyches

      معنی psych | جمله با psych

      abbreviation noun uncountable informal

      انگلیسی آمریکایی روان‌شناسی

      شکل کامل: psychology

      She’s reading a book on child psych.

      او درحال خواندن کتابی درباره‌ی روان‌شناسی کودک است.

      The psych department at our university is very strong.

      دانشکده‌ی روان‌شناسی در دانشگاه ما بسیار قوی است.

      abbreviation noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی روان‌شناس

      شکل کامل: psychologist

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      After the accident, he started seeing a psych to deal with the trauma.

      بعداز تصادف، او برای کنار آمدن با تروما شروع به مراجعه به روان‌شناس کرد.

      She works as a clinical psych in a big hospital.

      او به‌عنوان روان‌شناس بالینی در بیمارستانی بزرگ کار می‌کند.

      abbreviation noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی روان‌پزشک

      شکل کامل: psychiatrist

      The hospital has several experienced psyches on staff.

      بیمارستان چندین روان‌پزشک مجرب در کادر خود دارد.

      She is seeing a psych to help manage her depression.

      او برای کمک به کنترل افسردگی‌اش پیش روان‌پزشک می‌رود.

      abbreviation adjective informal

      روان‌پزشکی

      شکل کامل: psychiatric

      Psych treatment often includes both therapy and medication.

      درمان روان‌پزشکی معمولاً شامل روان‌درمانی و دارو است.

      He works in a psych unit treating severe mental disorders.

      او در بخش روان‌پزشکی، مشغول درمان اختلالات روانی شدید است.

      abbreviation adjective informal

      انگلیسی آمریکایی روان‌شناختی

      شکل کامل: psychological

      Psych testing is often part of the recruitment process.

      آزمایش‌های روان‌شناختی اغلب بخشی از فرآیند استخدام هستند.

      Stress can have serious psych effects if not managed.

      استرس، اگر مدیریت نشود، می‌تواند اثرات روان‌شناختی جدی داشته باشد.

      exclamation slang

      سرکارت گذاشتم، فریبت دادم، گول خوردی

      She said she was moving to Paris. Psych – she’s staying here.

      او گفت دارد به پاریس می‌رود. شوخی کردم؛ او اینجا می‌ماند.

      I can’t believe you ate all the cookies. Psych! I saved some for you.

      «باورم نمی‌شود همه‌ی کوکی‌ها را خوردی.» «فریبت دادم! مقداری برایت گذاشتم.»

      verb - transitive

      ترساندن، عصبی کردن، روحیه‌ی کسی را خراب کردن، جنگ اعصاب کردن، تحت فشار قرار دادن

      To psych up his opponent, he kept whistling.

      برای خراب کردن روحیه‌ی طرف مرتباً سوت می‌زد.

      The long exam really psyched the students out.

      امتحان طولانی واقعاً دانش‌آموزان را تحت‌فشار قرار داد.

      prefix

      رجوع شود به: psycho- (پیش‌از واکه می‌آید)

      پیشنهاد بهبود معانی

      Phrasal verbs

      psych out

      (عامیانه) 1- روحیه‌ی خود را از دست دادن، دچار تزلزل روحی شدن، دستپاچه شد.ن 2- (برای احتراز از کار یا موقعیت به‌خصوص)خود را به دستپاچگی زدن، هراس نمایی کردن

      ارجاع به لغت psych

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «psych» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/psych

      لغات نزدیک psych

      • - psoriasis
      • - psst
      • - psych
      • - psych out
      • - psychanalyze
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.