آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ خرداد ۱۴۰۵

      Checkmate

      ˈtʃekmeɪt ˈtʃekmeɪt

      گذشته‌ی ساده:

      checkmated

      شکل سوم:

      checkmated

      سوم‌شخص مفرد:

      checkmates

      وجه وصفی حال:

      checkmating

      معنی checkmate | جمله با checkmate

      noun countable uncountable B2

      شطرنج ورزش کیش و مات (موقعیتی در بازی شطرنج که در آن شاهِ یکی از بازیکنان در وضعیت کیش قرار دارد و هیچ راه قانونی برای نجات آن وجود ندارد، که به معنای پایان بازی و پیروزی حریف است)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شطرنج

      مشاهده

      Esmail Hejazy checkmated me in five moves.

      اسماعیل حجازی مرا در پنج حرکت مات کرد.

      The grandmaster saw the inevitable checkmate three moves before it actually happened.

      استاد بزرگ شطرنج، ماتِ اجتناب‌ناپذیر را سه حرکت قبل از وقوع واقعی آن پیش‌بینی کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She won the championship by trapping her opponent's king in a brilliant checkmate.

      او با به دام انداختن شاهِ حریف خود در یک مات درخشان، قهرمان مسابقات شد.

      verb - transitive C1

      شطرنج ورزش مات کردن، شهمات کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      If you move your queen to that square, you will checkmate the black king.

      اگر وزیر خود را به آن خانه حرکت دهی، شاهِ سیاه را مات خواهی کرد.

      He managed to checkmate his brother in just four moves using the Scholar's Mate.

      او موفق شد با استفاده از مات ناپلئونی، برادرش را تنها در چهار حرکت مات کند.

      verb - transitive C2

      سیاست شکست دادن

      Our competitors checkmated our expansion plans by buying the land we needed.

      رقبای ما با خریدن زمینی که نیاز داشتیم، برنامه‌های توسعه ما را کاملاً با بن‌بست مواجه کردند.

      The police final raid completely checkmated the international smuggling ring.

      حمله‌ی نهایی پلیس، شبکه بین‌المللی قاچاق را کاملاً کیش‌ومات کرد (به بن‌بست کشاند).

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد checkmate

      1. verb place an opponent's king under an attack from which it cannot escape and thus ending the game
        Synonyms:
        defeat vanquish conquer triumph stop halt frustrate thwart undo corner mate baffle outwit gain counter countermove
      1. verb to prevent from accomplishing a purpose
        Synonyms:
        defeat frustrate thwart check foil cross balk baffle stump stymie
      1. noun a chess move constituting an inescapable and indefensible attack on the opponent's king
        Synonyms:
        mate

      سوال‌های رایج checkmate

      گذشته‌ی ساده checkmate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده checkmate در زبان انگلیسی checkmated است.

      شکل سوم checkmate چی میشه؟

      شکل سوم checkmate در زبان انگلیسی checkmated است.

      وجه وصفی حال checkmate چی میشه؟

      وجه وصفی حال checkmate در زبان انگلیسی checkmating است.

      سوم‌شخص مفرد checkmate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد checkmate در زبان انگلیسی checkmates است.

      ارجاع به لغت checkmate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «checkmate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/checkmate

      لغات نزدیک checkmate

      • - checking program
      • - checklist
      • - checkmate
      • - checkoff
      • - checkout point
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.