آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ فروردین ۱۴۰۳

      Distraction

      dɪˈstrækʃn dɪˈstrækʃn

      شکل جمع:

      distractions

      معنی distraction | جمله با distraction

      noun uncountable C1

      حواس‌پرتی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      His constant nagging is driving me to distraction.

      نق‌ زدن مداومش مرا به حواس‌پرتی سوق می‌دهد.

      The students whispered among themselves, agreeing that her lessons bore them to distraction.

      شاگردان بین خود زمزمه کردند و قبول داشتند که درس‌های او حواسشان را پرت می‌کند.

      noun countable uncountable C1

      عامل حواس‌پرتی (چیزی که شخص را از توجه به چیز دیگری باز می‌دارد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      To escape the city's distractions, he went to the country.

      برای فرار از عوامل حواس‌پرتی در شهر به روستا رفت.

      Finding inner peace often means learning to ignore external distractions.

      یافتن آرامش درونی اغلب به معنای یادگیری نادیده گرفتن عوامل حواس‌پرتی بیرونی است.

      noun countable C1

      سرگرمی، مشغولیت (فعالیتی که حواس را به چیز دیگری معطوف می‌کند و به قصد لذت انجام می‌شود)

      The need for relaxation and distraction should not be forgotten.

      نیاز به استراحت و سرگرمی را نباید فراموش کرد.

      Reading a book is my favorite distraction when I need to unwind.

      زمانی که نیاز به استراحت دارم، خواندن کتاب مشغولیت محبوبم است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد distraction

      1. noun having one’s attention drawn away
        Synonyms:
        diversion disturbance interference interruption amusement entertainment recreation game pastime preoccupation confusion disorder agitation commotion bewilderment perplexity abstraction dissipation engrossment aberration beguilement divertissement complication frenzy

      Idioms

      drive to distraction

      دیوانه‌کردن، از خود بی‌خود کردن

      سوال‌های رایج distraction

      شکل جمع distraction چی میشه؟

      شکل جمع distraction در زبان انگلیسی distractions است.

      ارجاع به لغت distraction

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «distraction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/distraction

      لغات نزدیک distraction

      • - distracted
      • - distractedly
      • - distraction
      • - distrain
      • - distrainee
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      تفاوت child و kid چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      volleyball basketball arena basketball camp basketball career basketball championship basketball coach basketball court basketball game basketball hoop basketball player basketball season basketball team basketball tournament college basketball indoor basketball مسند مشبه مشبه‌به جنبش دغل بازی چکرز باشا بودن زردک عاشقانه با فصاحت سقف‌دار کردن بتن پیش‌تنیده آگاهانه بخش‌یاب مه‌آلود
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.