آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴

    Haze

    heɪz heɪz

    گذشته‌ی ساده:

    hazed

    شکل سوم:

    hazed

    سوم‌شخص مفرد:

    hazes

    وجه وصفی حال:

    hazing

    شکل جمع:

    hazes

    معنی haze | جمله با haze

    noun countable uncountable

    مه، بخار، دود، غبار، هاله‌ی گرما، دمه

    A morning haze had blurred the distant homes.

    مه بامدادی، خانه‌های دور دست را مبهم کرده بود.

    There was a faint haze in the air from the nearby fires.

    در هوا دود کمی از آتش‌سوزی‌های اطراف دیده می‌شد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    In summertime, the mountains of Kashan haze with heat.

    در تابستان کوه‌های کاشان در اثر حرارت دمه می‌گیرند.

    noun uncountable

    گیجی، ابهام، سردرگمی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    He answered the questions in a haze, barely aware of what he was saying.

    با سردرگمی به سؤالات پاسخ داد و تقریباً نمی‌دانست چه می‌گوید.

    He spent the day in a haze after staying up all night.

    بعداز شب‌بیداری، تمام روز را در حالت گیجی گذراند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    in a haze of disbelief

    با گیجی ناشی از ناباوری

    verb - transitive

    انگلیسی آمریکایی اذیت کردن، دست انداختن، سربه‌سر کسی گذاشتن (معمولاً اذیت کردن شخص تازه‌وارد)

    They hazed the new guy by making him do ridiculous tasks.

    با مجبور کردن تازه‌وارد به انجام کارهای مسخره، او را اذیت کردند.

    The senior students hazed the freshmen with embarrassing dares.

    دانشجویان سال‌بالا، تازه‌واردها را با چالش‌های خجالت‌آور دست انداختند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد haze

    1. noun cloudy air
      Synonyms:
      fog mist smog vapor steam fumes murk smokiness dimness obscurity cloud film haziness soup indistinctness brume miasma ground clouds smother
      Antonyms:
      clarity clearness

    سوال‌های رایج haze

    گذشته‌ی ساده haze چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده haze در زبان انگلیسی hazed است.

    شکل سوم haze چی میشه؟

    شکل سوم haze در زبان انگلیسی hazed است.

    شکل جمع haze چی میشه؟

    شکل جمع haze در زبان انگلیسی hazes است.

    وجه وصفی حال haze چی میشه؟

    وجه وصفی حال haze در زبان انگلیسی hazing است.

    سوم‌شخص مفرد haze چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد haze در زبان انگلیسی hazes است.

    ارجاع به لغت haze

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «haze» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/haze

    لغات نزدیک haze

    • - hazard
    • - hazardous
    • - haze
    • - hazel
    • - hazel hen
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.