آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۳

      Cloud

      klaʊd klaʊd

      گذشته‌ی ساده:

      clouded

      شکل سوم:

      clouded

      سوم‌شخص مفرد:

      clouds

      وجه وصفی حال:

      clouding

      شکل جمع:

      clouds

      معنی cloud | جمله با cloud

      noun countable uncountable A2

      آب‌و‌هوا ابر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آب‌و‌هوا

      مشاهده

      A large cloud covered the sun.

      ابر بزرگی خورشید را پوشانید.

      a cloud of fear and suspicion

      ابری از وحشت و سوء ظن

      noun countable

      تاری، کدری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      noun countable

      (در سنگ مرمر و چوب و غیره) رگه، تیرگی

      noun countable

      توده ی دود یا بخار یا گرد و خاک و غیره، دم، دمه

      A cloud of dust rose behind the truck.

      توده‌ای از گرد و خاک پشت سر کامیون به هوا برخاست.

      noun countable

      انبوه، انبوهه، خیل

      a cloud of black locusts

      انبوهی از ملخ‌های سیاه

      verb - intransitive

      آب‌و‌هوا ابری شدن

      to cloud over before a rain

      ابری شدن (آسمان) قبل از باران

      verb - intransitive

      دلگیر شدن، دلواپس شدن

      verb - intransitive

      مبهم شدن

      His explanations further clouded the issue.

      توضیحات او قضیه را مبهم‌تر کرد.

      verb - intransitive

      کدر شدن، مات شدن

      verb - transitive

      کدر کردن، مات کردن

      His cold breath clouded the mirror.

      نفس سرد او آینه را کدر کرد.

      Mud has clouded the lake's water.

      گل، آب دریاچه را تیره کرده است.

      verb - transitive

      جلوی چیزی را گرفتن( قضاوت، حافظه و...)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cloud

      1. noun mass of water particles in air
        Synonyms:
        fog mist haze smog vapor smoke steam darkness gloom obscurity dimness veil film puff billow rack scud overcast fogginess haziness nebulosity murk pother smother frost nebula sheep woolpack thunderhead mare’s tail pea soup ol’ buttermilk sky brume
      1. noun crowd
        Synonyms:
        throng crowd multitude host horde flock swarm scores army legion dense mass rout shower
      1. verb become foggy or obscured
        Synonyms:
        fog mist blur darken dim shadow shade veil befog overcast envelop eclipse overshadow obfuscate becloud gloom adumbrate
        Antonyms:
        clear unveil unfog
      1. verb confuse
        Synonyms:
        puzzle confuse muddle distract obscure perplex disorient befuddle distort impair muddy addle becloud
        Antonyms:
        explain explicate clear up

      Idioms

      have one's head in the clouds

      (عامیانه - تداعی منفی) الکی‌خوش، (به‌طور غیرواقع‌بینانه) سرگرم اندیشه‌ها یا امیال خود

      in the clouds

      1- فرازین، توی ابرها 2- غیر‌عملی، تخیلی 3- در خواب و خیال

      on cloud nine

      (بسیار) خوشحال، مشعوف، مسرور

      under a cloud

      1- مورد سوء ظن، مورد اتهام 2- (از نظر فکری یا روانی) در وضع بد

      every cloud has a silver lining

      در پس هر دشواری گشایشی است (در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است) (پس از تیرگی، روشنی گیرد آب، برآید پس‌از تیره‌شب، آفتاب) (خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری)

      سوال‌های رایج cloud

      گذشته‌ی ساده cloud چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cloud در زبان انگلیسی clouded است.

      شکل سوم cloud چی میشه؟

      شکل سوم cloud در زبان انگلیسی clouded است.

      شکل جمع cloud چی میشه؟

      شکل جمع cloud در زبان انگلیسی clouds است.

      وجه وصفی حال cloud چی میشه؟

      وجه وصفی حال cloud در زبان انگلیسی clouding است.

      سوم‌شخص مفرد cloud چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cloud در زبان انگلیسی clouds است.

      ارجاع به لغت cloud

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cloud» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cloud

      لغات نزدیک cloud

      • - clotho
      • - cloture
      • - cloud
      • - cloud chamber
      • - cloud computing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.