گذشتهی ساده:
cloudedشکل سوم:
cloudedسومشخص مفرد:
cloudsوجه وصفی حال:
cloudingشکل جمع:
cloudsآبوهوا ابر
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی آبوهوا
A large cloud covered the sun.
ابر بزرگی خورشید را پوشاند.
White clouds float slowly.
ابرهای سفید بهآرامی حرکت میکنند.
Children watch the clouds.
کودکان به ابرها نگاه میکنند.
آبوهوا توده (دود، بخار، گردوخاک و غیره)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
A cloud of dust rose behind the truck.
تودهای از گردوخاک پشت سر کامیون به هوا برخاست.
A cloud of smoke rose from the burning building.
تودهای از دود از ساختمان درحال سوختن برخاست.
A toxic cloud spread after the chemical leak.
پساز نشت مواد شیمیایی، تودهی سمی گسترش یافت.
کدر کردن یا شدن، مات کردن یا شدن، تیره کردن یا شدن
His cold breath clouded the mirror.
نفس سرد او آینه را کدر کرد.
Mud has clouded the lake's water.
گل، آب دریاچه را تیره کرده است.
مبهم کردن، گیج کردن
His explanations further clouded the issue.
توضیحات او قضیه را مبهمتر کرد.
Conflicting reports clouded the facts of the case.
گزارشهای متناقض حقایق پرونده را مبهم کردند.
دلگیری، دلواپسی
There was a cloud in his eyes during the interview.
در طول مصاحبه، دلواپسی در چشمهایش موج میزد.
His laughter couldn't dispel the cloud he felt.
خندهاش نتوانست دلگیریاش را از بین ببرد.
آبوهوا ابری شدن، با ابر پوشاندن
to cloud over before a rain
ابری شدن (آسمان) قبلاز باران
The sky clouded over just before the storm.
آسمان درست قبلاز طوفان ابری شد.
Smoke from the wildfire clouded the entire town.
دود آتشسوزی جنگل تمام شهر را با ابر پوشاند.
جلوی چیزی را گرفتن، مختل کردن (قضاوت، حافظه و...)
Grief clouded her judgment.
غم جلوی قضاوت او را گرفت.
Alcohol can cloud your memory.
الکل میتواند حافظهی شما را مختل کند.
انبوه، ازدحام، انبوهه، خیل، گروه، جمعیت
a cloud of black locusts
انبوهی از ملخهای سیاه
A cloud of protesters surrounded the parliament building.
خیل معترضان ساختمان مجلس را محاصره کردند.
A cloud of fans surged toward the stage after the concert.
انبوه طرفداران پساز کنسرت بهسوی صحنه هجوم بردند.
A cloud of shoppers descended on the mall during the sale.
ازدحام خریداران در زمان حراج مرکز خرید را پر کرد.
ابر (چیزی که جنبهی تاریک، تهدیدآمیز یا ترسناکی دارد)
a cloud of fear and suspicion
ابری از وحشت و سوءظن
A cloud of sadness settled over the room.
ابر غم بر اتاق نشست.
A cloud of anxiety hung over the family.
ابر اضطراب بر خانواده سایه انداخته بود.
رگه، تیرگی (در سنگ مرمر، چوب و غیره)
A pale cloud marred the surface of the marble.
یک رگهی روشن سطح مرمر را مخدوش کرده بود.
You can see a brown cloud near the edge of the walnut board.
میتوانی یک رگهی قهوهای نزدیک لبهی تختهی گردو را ببینی.
The polished countertop shows cloudy streaks across its face.
کانتر پرداختشده رگههای تیرهای را روی سطحش نشان میدهد.
تکنولوژی کامپیوتر فضای ابری
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
I saved the document to the cloud.
من سند را در فضای ابری ذخیره کردم.
Our photos are backed up in the cloud.
عکسهای ما در فضای ابری پشتیبانگیری شدهاند.
She shares the folder through the cloud.
او پوشه را ازطریق فضای ابری به اشتراک میگذارد.
Login to your cloud account to sync your settings.
برای همگامسازی تنظیماتت، به حساب فضای ابری وارد شو.
دلگیر شدن، دلواپس شدن
Her smile clouded when she heard the news.
وقتی خبر را شنید، دلگیر شد.
A shadow of doubt clouded his judgment.
سایهای از تردید او را دلواپس کرد.
ابر همرفت، ابر جابهجایی
فضای ذخیره سازی ابری
ابر ضخیم
قضاوت شما را مخدوش کردن
(عامیانه - تداعی منفی) الکیخوش، (بهطور غیرواقعبینانه) سرگرم اندیشهها یا امیال خود
1- فرازین، توی ابرها 2- غیرعملی، تخیلی 3- در خواب و خیال
(بسیار) خوشحال، مشعوف، مسرور
1- مورد سوء ظن، مورد اتهام 2- (از نظر فکری یا روانی) در وضع بد
every cloud has a silver lining
در پس هر دشواری گشایشی است (در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است) (پس از تیرگی، روشنی گیرد آب، برآید پساز تیرهشب، آفتاب) (خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری)
گذشتهی ساده cloud در زبان انگلیسی clouded است.
شکل سوم cloud در زبان انگلیسی clouded است.
شکل جمع cloud در زبان انگلیسی clouds است.
وجه وصفی حال cloud در زبان انگلیسی clouding است.
سومشخص مفرد cloud در زبان انگلیسی clouds است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «cloud» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cloud