آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳

      Steam

      stiːm stiːm

      گذشته‌ی ساده:

      steamed

      شکل سوم:

      steamed

      سوم‌شخص مفرد:

      steams

      وجه وصفی حال:

      steaming

      شکل جمع:

      steams

      معنی steam | جمله با steam

      noun uncountable B2

      بخار، دم، بخار آب

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Heat turns water into steam.

      گرما آب را تبدیل به بخار می‌کند.

      Steam billowed from the factory pipes.

      بخار از لوله‌های کارخانه بیرون می‌زد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The kettle whistled as steam escaped.

      کتری با خروج بخار سوت زد.

      The windows of the kitchen were covered with steam.

      پنجره‌های آشپزخانه از بخار پوشیده شده بود.

      a steam pipe

      لوله‌ی بخار

      steam locomotive

      لوکوموتیو بخاری

      steam engine

      ماشین بخار

      a eucalyptus-leaf steam

      بخور برگ اکالیپتوس

      noun uncountable

      نیرو، قدرت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      This ship moves by steam.

      این کشتی با نیروی بخار حرکت می‌کند.

      full steam ahead!

      با تمام نیرو به جلو!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He achieved success on his own steam.

      با پشتکار خودش به موفقیت رسید.

      He lost steam near the end of the race.

      در اواخر مسابقه از رمق افتاد.

      verb - intransitive

      حرکت کردن (با نیروی بخار)

      The old locomotive steamed into the countryside.

      لوکوموتیو قدیمی با نیروی بخار به حومه‌ی شهر حرکت کرد.

      As the sun rose, the ferry steamed across the bay.

      هم‌زمان با طلوع خورشید، کشتی بخار از عرض خلیج عبور کرد.

      verb - transitive

      غذا و آشپزی پختن (با بخار)، بخارپز کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      I often steam vegetables to retain their nutrients.

      من اغلب سبزیجات را بخارپز می‌کنم تا مواد مغذی آن‌ها حفظ شود.

      They steamed the dumplings until they were perfectly cooked.

      آن‌ها کوفته‌ها را تا زمانی که کاملاً پخته شوند، بخارپز کردند.

      verb - transitive

      نرم کردن، بخار دادن (معمولاً نرم کردن چسب با بخار برای کندن آن)

      Ross steamed open the envelope to see if it was a love letter.

      راس با بخار پاکت را باز کرد تا ببیند نامه‌ی عاشقانه است یا نه.

      She steamed the wallpaper to remove it easily.

      او کاغذ دیواری را بخار داد تا به راحتی آن را جدا کند.

      verb - transitive verb - intransitive

      بخار دادن، بخار کردن

      The kettle steams.

      کتری بخار می‌دهد.

      The horse's body was steaming.

      از بدن اسب بخار بلند می‌شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In the bathroom my glasses steamed up.

      در حمام عینک من بخار کرد.

      steaming tea

      چای داغ (بخاردار)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد steam

      1. noun capacity or power for work or vigorous activity
        Synonyms:
        force might power vapor vaporized water animation energy brew potency cook fumes effluvium emanation puissance exhalation sprightliness strength fume get-up-and-go heat go mist pep fog peppiness reek zip smoke stufa vigor water
      1. verb to cook
        Synonyms:
        heat anger blow up boil over poach bristle burn explode brew flare-up foam fume pressure-cook rage seethe
      1. noun energy
        Synonyms:
        power strength force vigor might potency muscle vim beef sinew puissance

      Phrasal verbs

      steam up

      عصبانی کردن، تحریک کردن، به خشم آوردن

      Idioms

      let off steam

      دق دلی خالی کردن، تمدد اعصاب کردن، خود را خالی کردن

      لغات هم‌خانواده steam

      noun
      steam, steamer
      adjective
      steamy
      verb - transitive
      steam
      adverb
      steaming

      سوال‌های رایج steam

      گذشته‌ی ساده steam چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده steam در زبان انگلیسی steamed است.

      شکل سوم steam چی میشه؟

      شکل سوم steam در زبان انگلیسی steamed است.

      شکل جمع steam چی میشه؟

      شکل جمع steam در زبان انگلیسی steams است.

      وجه وصفی حال steam چی میشه؟

      وجه وصفی حال steam در زبان انگلیسی steaming است.

      سوم‌شخص مفرد steam چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد steam در زبان انگلیسی steams است.

      ارجاع به لغت steam

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «steam» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/steam

      لغات نزدیک steam

      • - stealthily
      • - stealthy
      • - steam
      • - steam bath
      • - steam boiler
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      alamo algarroba or algaroba almond anchovy pear angelica tree antiar araroba areca babul balsa bean tree betel palm botree boxtree camphor tree تأمل کردن داشاد دلیر سرسبز هجوم همهمه هین نارنجک والا وفاداری وطن بانو تقبل خودبین خودپسند
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.