آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Muscle

      ˈmʌsl ˈmʌsl

      گذشته‌ی ساده:

      muscled

      شکل سوم:

      muscled

      سوم‌شخص مفرد:

      muscles

      وجه وصفی حال:

      muscling

      شکل جمع:

      muscles

      معنی muscle | جمله با muscle

      noun B2

      ماهیچه، عضله

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Swimming makes the muscles (of the body) strong and hard.

      شنا عضلات بدن را قوی و محکم می‌نماید.

      Adrenalin was injected into the muscle

      آدرنالین داخل عضله تزریق شده بود

      noun

      نیروی عضلانی، نیرو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      He has the will but not the muscle to do that.

      او اراده دارد؛ ولی قدرت بدنی انجام آن را ندارد.

      Hitler underestimated America's industrial muscle.

      هیتلر نیروی صنعتی امریکا را دست کم گرفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      That was when the labor unions showed their muscle.

      در آن هنگام بود که اتحادیه‌های کارگری قدرت خود را نشان دادند.

      military muscle

      نیروی نظامی

      noun

      ( mussel ) (جانورشناسی) صدف دو کپه‌ای، صدف باریک دریایی و رودخانه‌ای

      verb - transitive

      به زور وارد شدن

      I muscled my way into the crowded bus.

      با فشار توی اتوبوس شلوغ چپیدم.

      The Mafia was trying to muscle in on legitimate businesses.

      مافیا می‌کوشید کسب‌وکارهای قانونی را به زور وادار به مشارکت کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد muscle

      1. noun large fibers of animal body
        Synonyms:
        meat flesh tissue brawn beef sinew thew might tendon
      1. noun power, influence
        Synonyms:
        strength force energy might influence weight stamina potency forcefulness brawn sturdiness sinew strong arm
        Antonyms:
        weakness powerlessness impotence

      سوال‌های رایج muscle

      گذشته‌ی ساده muscle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده muscle در زبان انگلیسی muscled است.

      شکل سوم muscle چی میشه؟

      شکل سوم muscle در زبان انگلیسی muscled است.

      شکل جمع muscle چی میشه؟

      شکل جمع muscle در زبان انگلیسی muscles است.

      وجه وصفی حال muscle چی میشه؟

      وجه وصفی حال muscle در زبان انگلیسی muscling است.

      سوم‌شخص مفرد muscle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد muscle در زبان انگلیسی muscles است.

      ارجاع به لغت muscle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «muscle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/muscle

      لغات نزدیک muscle

      • - muscid
      • - muscide
      • - muscle
      • - muscle car
      • - muscle density
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.