آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۴

    Wilderness

    ˈwɪldərnəs ˈwɪldənəs

    توضیحات:

    همچنین می‌توان از the wild به‌ جای wilderness استفاده کرد.

    معنی wilderness | جمله با wilderness

    noun singular countable C2

    جغرافیا طبیعت دست‌نخورده، سرزمین بکر، سرزمین دورافتاده

    In the heart of the wilderness, nature's beauty reigns supreme.

    در قلب طبیعت دست‌نخورده، زیبایی طبیعت حاکم است.

    The wilderness was filled with untouched beauty and rugged terrain.

    سرزمین بکر پر از زیبایی دست‌نخورده و زمین ناهموار بود.

    noun singular countable

    جغرافیا وحش‌بوم، طبیعت وحش

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The wilderness is teeming with diverse flora and fauna.

    طبیعت وحش مملو از گیاهان و جانوران متنوع است.

    Exploring the wilderness can be both exhilarating and challenging.

    کاوش در وحش‌بوم می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم چالش‌برانگیز باشد.

    noun countable

    جغرافیا بیابان، صحرا، سرزمین غیرمسکونی

    There is nothing but wilderness between here and the next town.

    بین اینجا و شهر بعدی چیزی جز بیابان برهوت وجود ندارد.

    For forty days he wandered in the wilderness.

    او چهل روز در صحرا سرگردان بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wilderness

    1. noun forest
      Synonyms:
      woods jungle bush wilds wild sticks boonies boondocks outback hinterland back country primeval forest wasteland waste no-man's land barrens badland desert
      Antonyms:
      city metropolis
    1. noun uninhabited area
      Synonyms:
      desert waste wasteland wild forest jungle bush sticks back country boondocks outback barrens hinterland middle of nowhere badland back of beyond primeval forest
      Antonyms:
      city metropolis

    سوال‌های رایج wilderness

    معنی wilderness به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «wilderness» در زبان فارسی به «طبیعت دست‌نخورده» یا «سرزمین بکر و دست‌نخورده» ترجمه می‌شود.

    «Wilderness» به مناطقی از زمین گفته می‌شود که فاقد سکونت انسانی قابل توجه بوده و طبیعت در آن به شکل بکر و دست‌نخورده باقی مانده است. این مناطق می‌توانند شامل جنگل‌های انبوه، کوهستان‌ها، دشت‌های وسیع، بیابان‌ها و باتلاق‌ها باشند. ویژگی اصلی wilderness این است که فعالیت‌های انسانی حداقل تأثیر را بر آن گذاشته‌اند و محیط زیست به صورت طبیعی و خودتنظیم عمل می‌کند.

    از نظر محیط زیست و اکولوژی، «wilderness» اهمیت بالایی دارد زیرا زیستگاه طبیعی بسیاری از گونه‌های جانوری و گیاهی است. این مناطق به حفظ تنوع زیستی، چرخه‌های طبیعی و تعادل اکوسیستم کمک می‌کنند. علاوه بر این، wilderness به عنوان منبعی برای تحقیق علمی و مطالعات زیست‌محیطی نیز به کار می‌رود، زیرا شرایط طبیعی آن امکان بررسی فرآیندهای اکولوژیکی بدون دخالت انسان را فراهم می‌آورد.

    در ادبیات و فرهنگ، wilderness اغلب به عنوان نماد آزادی، تنهایی، ماجراجویی و حتی چالش‌های انسانی تصویر می‌شود. نویسندگان و شاعران از آن برای بیان تجربه‌های عاطفی، رشد شخصی یا مواجهه با ناشناخته‌ها بهره می‌برند. در این کاربرد، wilderness نه تنها یک مکان جغرافیایی، بلکه فضایی استعاری برای کاوش، خودشناسی و مواجهه با محدودیت‌ها و ترس‌ها است.

    از نظر اجتماعی و تفریحی، wilderness فرصت‌هایی برای گردشگری ماجراجویانه، کوهنوردی، کمپینگ و ورزش‌های خارج از شهر فراهم می‌کند. حضور در چنین محیط‌هایی به افراد امکان می‌دهد از زندگی شهری فاصله گرفته، آرامش ذهنی پیدا کنند و ارتباط مستقیم با طبیعت برقرار نمایند. این تجربه‌ها نه تنها لذت‌بخش هستند، بلکه حس احترام به طبیعت و اهمیت حفاظت از محیط زیست را نیز تقویت می‌کنند.

    «wilderness» مفهومی چندبعدی است که هم معنای طبیعی و زیست‌محیطی دارد و هم کاربردهای فرهنگی، ادبی و تفریحی. شناخت دقیق این واژه و کاربردهای آن به درک بهتر طبیعت، اهمیت حفظ محیط زیست و نقش آن در تجربه‌های انسانی کمک می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه یک مکان بکر می‌تواند هم منبع علمی و هم الهام‌بخش فرهنگی باشد.

    ارجاع به لغت wilderness

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «wilderness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wilderness

    لغات نزدیک wilderness

    • - wilder
    • - wilderment
    • - wilderness
    • - wilderness area
    • - wildfire
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.