به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fugacious

fjuːˈɡeɪʃəs fjuːˈɡeɪʃəs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    زودگذر، گذرا، گریزگر، گریزپای، (گیاه‌شناسی - گلی که کم‌دوام است) ناپایدار، کم‌پای، بی‌دوام
    • - a fugacious flower.
    • - گل کم‌دوام.
    • - Life is so fugacious and the best happiness is that we are exist.
    • - زندگی بسیار زودگذر است و بهترین خوشحالی این است که ما وجود داریم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fugacious

  1. adjective Lasting or existing only for a short time
    Synonyms: ephemeral, passing, short-lived, transient, transitory, evanescent, fleet, fleeting, fugitive, momentary, temporal, temporary

ارجاع به لغت fugacious

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fugacious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fugacious

لغات نزدیک fugacious

پیشنهاد بهبود معانی