آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مهر ۱۴۰۴

      Inhibitor

      ɪnˈhɪbɪt̬ər ɪnˈhɪbɪtə

      معنی inhibitor | جمله با inhibitor

      noun countable

      پزشکی داروسازی مهارکننده، بازدارنده، جلوگیری‌کننده (چیزی که یک فرآیند را متوقف یا کند می‌کند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The enzyme inhibitor effectively halted the reaction in its tracks.

      آنزیم مهارکننده به‌طور موثری واکنش را در مسیر خود متوقف کرد.

      The drug acts as a potent inhibitor, preventing the growth of cancer cells.

      این دارو به‌عنوان بازدارنده‌ای قوی عمل می‌کند و از رشد سلول‌های سرطانی جلوگیری می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inhibitor

      1. noun a substance that retards or stops an activity
        Antonyms:
        activator

      سوال‌های رایج inhibitor

      معنی inhibitor به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «inhibitor» در زبان فارسی به «مهارکننده» یا «بازدارنده» ترجمه می‌شود.

      این واژه در زبان انگلیسی برای اشاره به هر عاملی به کار می‌رود که فرآیندی، واکنش یا عملکردی را کند، متوقف یا محدود می‌کند. «inhibitor» کاربردهای گسترده‌ای در علوم زیستی، شیمی، داروسازی، مهندسی و حتی اقتصاد دارد و نشان‌دهنده‌ی توانایی یک عامل برای کنترل یا کاهش شدت یک پدیده یا فعالیت است.

      در علوم زیستی و پزشکی، «inhibitor» معمولاً به ماده‌ای اشاره دارد که فعالیت آنزیم‌ها، سلول‌ها یا فرآیندهای زیستی را کاهش می‌دهد. برای مثال، “enzyme inhibitors” به موادی گفته می‌شود که عملکرد آنزیم‌ها را کند یا متوقف می‌کنند و در داروسازی برای طراحی داروها بسیار مهم هستند. این کاربرد نشان می‌دهد که «inhibitor» نقش حیاتی در کنترل عملکردهای زیستی و حفظ تعادل در سیستم‌های پیچیده دارد.

      در شیمی و مهندسی، «inhibitor» برای مهار واکنش‌های شیمیایی یا جلوگیری از خوردگی و تخریب مواد به کار می‌رود. جمله‌ی “Corrosion inhibitors protect metal surfaces from rust” بیان می‌کند که مهارکننده‌های خوردگی سطوح فلزی را از زنگ‌زدگی محافظت می‌کنند. این کاربرد، اهمیت «inhibitor» را در صنایع مختلف و کاربردهای عملی نشان می‌دهد و نقش آن را در افزایش دوام و کارایی مواد و فرآیندها برجسته می‌سازد.

      از منظر زبان‌شناسی، «inhibitor» اسم عامی است که از فعل inhibit به معنای «مهار کردن» یا «بازداشتن» ساخته شده است. این واژه معمولاً با پسوند «-or» که نشان‌دهنده‌ی فاعل یا عامل است، ترکیب می‌شود و به موجود یا عاملی اشاره دارد که عملکرد دیگری را محدود می‌کند. چنین ساختاری باعث می‌شود «inhibitor» به شکلی دقیق و علمی مفهوم بازدارندگی را منتقل کند و کاربرد آن در متون تخصصی و علمی بسیار رایج باشد.

      «inhibitor» فراتر از یک واژه‌ی علمی ساده است؛ این واژه نمایانگر مفهوم کنترل، تعدیل و بازداری است. درک دقیق آن به زبان‌آموزان و پژوهشگران کمک می‌کند تا بتوانند عملکردها، واکنش‌ها و عوامل بازدارنده را به شکلی دقیق و تخصصی توصیف کنند. استفاده صحیح از «inhibitor» در متون علمی، صنعتی و پزشکی، نشانه‌ای از تسلط زبانی و توانایی بیان مفاهیم پیچیده به شکل روشن و مؤثر است.

      ارجاع به لغت inhibitor

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «inhibitor» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inhibitor

      لغات نزدیک inhibitor

      • - inhibition
      • - inhibitive
      • - inhibitor
      • - inhomogeneous
      • - inhospitable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.