شکل جمع:
liberationsتاریخ سیاست آزادسازی، آزاد کردن یک کشور، شهر یا شخص از کنترل، اشغال یا حکومت یک قدرت یا گروه دیگر
The citizens celebrated the liberation of their capital city after years of foreign occupation.
شهروندان پس از سالها اشغال خارجی، آزادسازی پایتخت خود را جشن گرفتند.
The army played a crucial role in the liberation of the captured hostages.
ارتش نقش حیاتی در آزادسازی گروگانهای اسیر شده ایفا کرد.
روانشناسی آزادی، خلاصی، رهایی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Leaving that stressful job felt like a complete liberation for him.
ترک آن شغل پراسترس برای او مانند یک رهایی کامل بود.
The women's liberation movement of the 1970s fought for equal rights and job opportunities.
جنبش آزادیخواهی زنان در دههی ۱۹۷۰ برای حقوق برابر و فرصتهای شغلی مبارزه کرد.
شکل جمع liberation در زبان انگلیسی liberations است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «liberation» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/liberation