Emancipation

əˌmænsəˈpeɪʃn̩ ɪˌmænsɪˈpeɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
آزادی، رهایی، رستگاری، رهاسازی، تخلیص

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد emancipation

  1. noun freedom
    Synonyms:
    liberty independence release liberation delivery deliverance setting free enfranchisement

ارجاع به لغت emancipation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «emancipation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/emancipation

لغات نزدیک emancipation

پیشنهاد بهبود معانی