آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Clearance

      ˈklɪrns ˈklɪərəns

      شکل جمع:

      clearances

      معنی clearance | جمله با clearance

      noun

      برداشتن مانع، گواهینامه یا کاغذ دال بر پاکی و بی‌عیبی، ترخیص کالا از گمرک

      noun

      اختیار، اجازه، زدودگی، ترخیص

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      slum clearance and housing programs

      برنامه‌های پاک‌سازی محله‌های فقیرنشین و خانه‌سازی

      land clearance

      تسطیح زمین و بردن سنگ و غیره از آن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      There is a clearance of two meters between the top of the bus and the bridge ceiling.

      فاصله بین سقف اتوبوس و سقف پل دو متر است.

      There isn't enough clearance for this boat to go through the canal.

      فاصله‌ی دو طرف آن‌قدر نیست که این کشتی بتواند از کانال رد شود.

      He is given clearance by the FBI.

      اف‌بی‌آی صلاحیت او را تأیید کرده است.

      Security clearance of those with access to secret atomic information.

      تأیید صلاحیت امنیتی کسانی که به اطلاعات محرمانه‌ی اتمی دسترسی دارند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clearance

      1. noun permission for activity
        Synonyms:
        okay approval consent authorization leave go-ahead green light sanction endorsement say-so
        Antonyms:
        refusal denial veto grounding
      1. noun gap above something
        Synonyms:
        gap opening empty space open space headroom expanse margin allowance defoliated area assart

      لغات هم‌خانواده clearance

      noun
      clarity, clearance, clearing, clarification, clearness
      adjective
      clear
      verb - transitive
      clear, clarify
      adverb
      clear, clearly

      سوال‌های رایج clearance

      شکل جمع clearance چی میشه؟

      شکل جمع clearance در زبان انگلیسی clearances است.

      ارجاع به لغت clearance

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clearance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clearance

      لغات نزدیک clearance

      • - clear-cut
      • - clear-sighted
      • - clearance
      • - clearance sale
      • - cleared
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.