Then

ðen ðen
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun adjective adverb A1
سپس، پس (از آن)، بعد، انگاه، در آن هنگام، در آن وقت، آن وقتی، متعلق به آن زمان

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
- He was young then.
- آن وقت جوان بود.
- I was still inexperienced then.
- در آن هنگام من هنوز کم‌تجربه بودم.
- The weather was cold, then it got warm.
- هوا سرد بود سپس گرم شد.
- First came the father and then the sun.
- اول پدر آمد و سپس پسر.
- I ate and then slept.
- غذا خوردم و بعد خوابیدم.
- He won't come then?
- بنابراین نخواهد آمد؟
- If it rains, then there will be no picnic.
- اگر باران بیاید (در‌آن‌صورت) پیک‌نیک به هم خواهد خورد.
- Keep it, then, if you want to.
- پس اگر می‌خواهی آن را نگه‌ دار.
- Why don't you come then?
- پس چرا نمی‌آیی؟
- And then there is the interest to be paid.
- به‌علاوه باید بهره را هم پرداخت کرد.
- Now it is hot, then it is freezing.
- یک وقت هوا گرم است و وقت دیگر یخبندان.
- now and then
- گاه‌به‌گاه، گاه‌و‌بیگاه
- the then president
- رئیس‌جمهور وقت
- By then the bus had gone.
- تا آن موقع اتوبوس رفته بود.
نمونه‌جمله‌های بیشتر
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد then

  1. adverb before; at another time
    Synonyms:
    before formerly later soon after again next when anon suddenly thereupon at that time at that moment at that instant at that point on that occasion years ago all at once
  1. adverb therefore
    Synonyms:
    so thus hence consequently accordingly thereupon thence ergo thenceforth from then on from there on whence

Collocations

  • from then on

    از آن وقت به بعد، پس از آن

Idioms

  • but then

    اما از سوی دیگر، ولی از جهت دیگر

  • then and there

    فوری، بلافاصله و بی‌درنگ، بی‌معطلی، درجا، در همان لحظه، همان‌جا

ارجاع به لغت then

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «then» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/then

لغات نزدیک then

پیشنهاد بهبود معانی