آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ آبان ۱۴۰۴

      Then

      ðen ðen

      معنی then | جمله با then

      noun adjective adverb A1

      سپس، پس (از آن)، بعد، انگاه، در آن هنگام، در آن وقت، آن وقتی، متعلق به آن زمان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      He was young then.

      آن وقت جوان بود.

      I was still inexperienced then.

      در آن هنگام من هنوز کم‌تجربه بودم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The weather was cold, then it got warm.

      هوا سرد بود سپس گرم شد.

      First came the father and then the sun.

      اول پدر آمد و سپس پسر.

      I ate and then slept.

      غذا خوردم و بعد خوابیدم.

      He won't come then?

      بنابراین نخواهد آمد؟

      If it rains, then there will be no picnic.

      اگر باران بیاید (در‌آن‌صورت) پیک‌نیک به هم خواهد خورد.

      Keep it, then, if you want to.

      پس اگر می‌خواهی آن را نگه‌ دار.

      Why don't you come then?

      پس چرا نمی‌آیی؟

      And then there is the interest to be paid.

      به‌علاوه باید بهره را هم پرداخت کرد.

      Now it is hot, then it is freezing.

      یک وقت هوا گرم است و وقت دیگر یخبندان.

      now and then

      گاه‌به‌گاه، گاه‌و‌بیگاه

      the then president

      رئیس‌جمهور وقت

      By then the bus had gone.

      تا آن موقع اتوبوس رفته بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد then

      1. adverb before; at another time
        Synonyms:
        before formerly later soon after again next when anon suddenly thereupon at that time at that moment at that instant at that point on that occasion years ago all at once
      1. adverb therefore
        Synonyms:
        so thus hence consequently accordingly thereupon thence ergo thenceforth from then on from there on whence

      Collocations

      from then on

      از آن وقت به بعد، پس از آن

      what then?

      آن وقت چی؟، سپس چه؟

      Idioms

      but then

      اما از سوی دیگر، ولی از جهت دیگر

      then and there

      فوری، بلافاصله و بی‌درنگ، بی‌معطلی، درجا، در همان لحظه، همان‌جا

      سوال‌های رایج then

      معنی then به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی “then” در زبان فارسی به «سپس»، «بعد» یا «آن‌گاه» ترجمه می‌شود.

      این کلمه نقش مهمی در زبان انگلیسی دارد و می‌تواند هم به عنوان قید زمانی و هم در معناهای دیگری مانند نتیجه‌گیری یا تأکید به کار رود.

      وقتی «then» به عنوان قید زمانی استفاده می‌شود، نشان‌دهنده‌ی توالی وقایع یا ترتیب زمانی است. برای مثال، وقتی می‌گوییم «I finished my homework, then I went for a walk» یعنی «تکالیفم را تمام کردم، سپس به پیاده‌روی رفتم». در این حالت، «then» نشان‌دهنده‌ی گام بعدی در یک سلسله اتفاقات است و ترتیب رخدادها را برای مخاطب روشن می‌کند.

      در موقعیت‌های نتیجه‌گیری یا استدلالی، «then» برای نشان دادن نتیجه یا پیامد به کار می‌رود. به عنوان نمونه، جمله‌ای مانند «If it rains, then the picnic will be canceled» به معنای «اگر باران ببارد، آن‌گاه پیک‌نیک لغو خواهد شد» است. در این کاربرد، «then» نقش اتصال شرط و نتیجه را دارد و باعث شفافیت معنا می‌شود.

      «Then» گاهی برای تأکید بر زمان گذشته یا گذشته‌ی دور نیز استفاده می‌شود. به عنوان مثال، در جمله‌ی «Back then, life was simpler» یعنی «در آن زمان، زندگی ساده‌تر بود». این کاربرد به مخاطب کمک می‌کند دوره‌ی زمانی مشخصی را در ذهن مجسم کند و تفاوت آن با زمان حال را متوجه شود.

      در گفت‌وگوهای روزمره، «then» می‌تواند به عنوان علامت انتقال بین موضوعات یا جملات نیز عمل کند. وقتی کسی می‌گوید «?Then, what should we do» یعنی «خب، حالا چه کار کنیم؟» در این حالت، «then» نقش انتقال‌دهنده و آماده‌کننده‌ی شنونده برای ادامه‌ی بحث را دارد.

      استفاده‌ی درست از «then» باعث روان‌تر شدن متن و گفتار می‌شود و به ترتیب‌دهی منطقی وقایع و ایده‌ها کمک می‌کند. این کلمه کاربردهای متنوعی دارد و یادگیری دقیق آن می‌تواند کیفیت نوشتاری و مکالمه‌ی انگلیسی را به‌طور قابل‌توجهی ارتقا دهد.

      ارجاع به لغت then

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «then» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/then

      لغات نزدیک then

      • - themself
      • - themselves
      • - then
      • - then again
      • - then and there
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.