با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Later

ˈleɪt̬ər ˈleɪtə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت عالی:

    latest
  • adjective
    آخر، آخری
    • - It's later than you think!
    • - دیرتر از آن است که فکر می‌کنی!
  • adjective
    دومی، عقب‌تر
  • adverb
    بعداً
    • - Later on, she became a doctor and married Bert.
    • - بعداً دکتر شد و با برت ازدواج کرد.
    • - Come later.
    • - بعد بیا.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد later

  1. adjective coming after
    Synonyms: downstream, ensuing, following, more recent, next, posterior, postliminary, proximate, subsequent, subsequential, succeeding, ulterior
    Antonyms: before, earlier
  2. adverb happening after
    Synonyms: after, afterward, again, at another time, behind, by and by, come Sunday, down the line, down the road, in a while, infra, in time, later on, latterly, more recent, next, subsequently, succeeding, thereafter
    Antonyms: before, earlier

Phrasal verbs

Collocations

  • later on

    بعدها، بعداً، پس از آن

  • see you later

    خداحافظ، تا بعداً، به امید دیدار مجدد

Idioms

ارجاع به لغت later

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «later» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/later

لغات نزدیک later

پیشنهاد و بهبود معانی