شکل جمع:
interceptionsرهگیری، جلوگیری، منع، توقیف، بازگیری، شنود
The police confirmed the interception of the stolen vehicle before it could leave the city.
پلیس، رهگیری خودروی سرقتی را قبل از اینکه بتواند شهر را ترک کند، تأیید کرد.
The interception of sensitive data on the network raised security concerns.
شنود دادههای حساس در شبکه باعث ایجاد نگرانیهای امنیتی شد.
The protocol includes measures for the automatic interception of suspicious network traffic, thereby enhancing system security.
این پروتکل شامل تدابیری برای رهگیری خودکار ترافیک شبکهی مشکوک است که از این طریق امنیت سیستم را افزایش میدهد.
The interception of enemy communications provided crucial intelligence to the military.
رهگیری ارتباطات دشمن، اطلاعات بسیار مهمی را در اختیار ارتش قرار داد.
ورزش توپگیری، قطع توپ، مهار (توپ)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The interception of the pass by the goalkeeper prevented a certain goal.
مهار پاس توسط دروازهبان مانع از رسیدن به گل مشخصی شد.
He was praised for the quick interception of the ball, preventing the opposing team from scoring.
او به خاطر رهگیری سریع توپ که مانع از گلزنی تیم حریف شد، مورد ستایش قرار گرفت.
The interception of the football by the defender changed the course of the game.
قطع توپ توسط مدافع، روند بازی را تغییر داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «interception» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/interception