وجه وصفی حال:
awakeningبیدار کردن، بیدار شدن
I usually awaken at 7 a.m. every day.
من معمولاً هر روز ساعت ۷ صبح بیدار میشوم.
The loud noise awakened the children from their sleep.
صدای بلند بچهها را از خواب بیدار کرد.
His mother awakened him.
مادرش او را بیدار کرد.
برانگیختن احساس یا آگاهی در کسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
People are at last awakening to their responsibilities.
بالأخره مردم دارند به مسئولیتهای خود آگاه میشوند.
Her speech awakened interest in environmental issues.
سخنرانی او علاقه به مسائل محیط زیستی را برانگیخت.
The movie awakened a sense of hope in the audience.
آن فیلم حس امید را در تماشاگران برانگیخت.
His speech did not awaken any interest in the students.
نطق او علاقهای در دانشجویان ایجاد نکرد.
گذشتهی ساده awaken در زبان انگلیسی awakened است.
شکل سوم awaken در زبان انگلیسی awakened است.
وجه وصفی حال awaken در زبان انگلیسی awakening است.
سومشخص مفرد awaken در زبان انگلیسی awakens است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «awaken» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/awaken