آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Awake

      əˈweɪk əˈweɪk

      گذشته‌ی ساده:

      awoke

      شکل سوم:

      awoken

      سوم‌شخص مفرد:

      awakes

      وجه وصفی حال:

      awaking

      صفت تفضیلی:

      more awake

      صفت عالی:

      most awake

      معنی awake | جمله با awake

      verb - transitive verb - intransitive B1

      بیدار شدن، بیدار ماندن، بیدار کردن

      I awoke at six o'clock.

      ساعت شش بیدار شدم.

      Are you still awake?

      هنوز بیداری؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The death of his father awakened the young man.

      مرگ پدر مرد جوان را از خواب غفلت بیدار کرد.

      The noise did not awake her.

      سروصدا او را بیدار نکرد.

      verb - intransitive

      دوباره برانگیخته شدن یا فعال شدن، (به کار و فعالیت) واداشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      verb - intransitive

      ملتفت شدن، آگاه شدن، هوشیار کردن یا شدن

      Pari was quite awake to the dangers of that trip.

      پری به مخاطرات آن سفر کاملاً آگاهی داشت.

      verb - transitive

      به یاد آوردن

      My mother's picture awoke many memories.

      تصویر مادرم خاطرات زیادی را زنده کرد.

      adjective

      بیدار، هوشیار، آگاه، باخبر

      Last night, I stayed awake until dawn.

      دیشب تا سحر بیدار ماندم.

      The baby is still wide awake.

      نوزاد هنوز کاملاً بیدار است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد awake

      1. adjective conscious; alert
        Synonyms:
        aware attentive conscious alert knowing watchful vigilant waking observant heedful alive aroused awakened roused on guard cognizant excited
        Antonyms:
        asleep unconscious
      1. verb become alert or cause to rise from sleep
        Synonyms:
        wake up wake awaken get up arise rouse stir gain consciousness call roll out
        Antonyms:
        sleep go to sleep
      1. verb become or make aware
        Synonyms:
        awaken alert arouse excite stimulate activate stir up provoke animate revive enliven kindle call forth vivify
        Antonyms:
        lull deaden

      Collocations

      wide awake

      کاملاً بیدار، هوشیار، آگاه

      سوال‌های رایج awake

      گذشته‌ی ساده awake چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده awake در زبان انگلیسی awoke است.

      شکل سوم awake چی میشه؟

      شکل سوم awake در زبان انگلیسی awoken است.

      وجه وصفی حال awake چی میشه؟

      وجه وصفی حال awake در زبان انگلیسی awaking است.

      سوم‌شخص مفرد awake چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد awake در زبان انگلیسی awakes است.

      صفت تفضیلی awake چی میشه؟

      صفت تفضیلی awake در زبان انگلیسی more awake است.

      صفت عالی awake چی میشه؟

      صفت عالی awake در زبان انگلیسی most awake است.

      ارجاع به لغت awake

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «awake» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/awake

      لغات نزدیک awake

      • - awacs or awacs
      • - await
      • - awake
      • - awaken
      • - awaken your interest
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pansexual pan wipe expression still skim snarf people penetrate banger month leftover manipulation manipulator fake نشاط هیس صبحگاه دل‌پذیر خبری غفلت قشر کردگار لحظه مشاجره آوانگارد دروازه‌بان دسامبر هیچ هیچکس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.