آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ آذر ۱۴۰۴

      Observant

      əbˈzɜrːvnt əbˈzɜːvnt

      صفت تفضیلی:

      more observant

      صفت عالی:

      most observant

      معنی observant | جمله با observant

      adjective C2

      دقیق، نکته‌سنج، باریک‌بین، هوشیار، تیزبین

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He is so observant that he does not miss the tiniest details.

      او آن‌قدر دقیق است که کوچک‌ترین جزئیات را هم نادیده نمی‌گیرد.

      An observant passerby noticed the fire and awakened the inhabitants of the house.

      عابری هوشیار متوجه آتش‌سوزی شد و اهل خانه را بیدار کرد.

      adjective

      مقید، پایبند، ملتزم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      He was raised in an observant household with strong religious traditions.

      او در خانواده‌ای مقید با سنت‌های مذهبی قوی بزرگ شده است.

      Observant Christians often attend church regularly.

      مسیحیان پایبند به دین معمولاً به‌طور منظم در مراسم کلیسا شرکت می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      observant of the rules of etiquette

      پایبند آداب معاشرت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد observant

      1. adjective alert, watchful
        Synonyms:
        attentive watchful sharp vigilant heedful mindful aware perceptive intelligent keen understanding quick discerning sensitive eager interested alive penetrating comprehending correct searching bright considering contemplating deducing detecting discriminating intentive questioning surveying clear-sighted eagle-eyed regardful advertent wide-awake on one’s toes on the ball not missing a trick
        Antonyms:
        careless inattentive unaware thoughtless unmindful indifferent unwatchful unobservant

      لغات هم‌خانواده observant

      noun
      observation, observer, observance, observatory
      adjective
      observant, observable
      verb - transitive
      observe
      adverb
      observantly

      سوال‌های رایج observant

      صفت تفضیلی observant چی میشه؟

      صفت تفضیلی observant در زبان انگلیسی more observant است.

      صفت عالی observant چی میشه؟

      صفت عالی observant در زبان انگلیسی most observant است.

      ارجاع به لغت observant

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «observant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/observant

      لغات نزدیک observant

      • - observable
      • - observance
      • - observant
      • - observantly
      • - observation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت babe و baby چیست؟

      تفاوت babe و baby چیست؟

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      truelove tenacity take a dim (or poor) view of suburban subsequently strait relive sum up sum-up moonlight culinary open fire enterprise anoxia rapporteur قرارداد قصر قطره کالبدشناسی لامسه تیره پلنگ ارض حدس شوق هوس زنده باد رییس زندان روشن روزنامه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.