آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Trigger

    ˈtrɪɡər ˈtrɪɡə

    گذشته‌ی ساده:

    triggered

    شکل سوم:

    triggered

    سوم‌شخص مفرد:

    triggers

    وجه وصفی حال:

    triggering

    شکل جمع:

    triggers

    معنی trigger | جمله با trigger

    verb - transitive C1

    موجب شدن، سبب شدن، انگیزاندن، رها کردن، راه انداختن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    to trigger an atomic reaction

    واکنش اتمی را انگیزاندن

    His speech triggered the riot.

    سخنرانی او موجب شورش شد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    to use an A-bomb as trigger for an H-bomb

    یک بمب اتمی را به‌عنوان واکنش‌انگیز بمب هیدروژنی به کار بردن

    noun countable

    ماشه‌ی اسلحه، گیره، سنگ زیر چرخ، چرخ‌نگه‌دار

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    to pull the trigger

    ماشه را کشیدن

    He put his finger on the trigger and got ready to fire.

    انگشت خود را روی ماشه گذاشت و آماده‌ی تیراندازی شد.

    noun countable

    موجب، سبب، انگیزاننده، انگیزه

    The smell of food can be a trigger for salivation.

    بوی خوراک می‌تواند موجب ترشح آب دهان بشود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد trigger

    1. verb cause to happen
      Synonyms:
      cause produce generate start give rise to bring about set off activate elicit prompt provoke spark set in motion
      Antonyms:
      stop block halt check

    Collocations

    trigger mechanism

    ساز و کار (مکانیسم) برانگیزنده

    Idioms

    quick on the trigger

    (عامیانه) 1- تند دست در تیر‌اندازی 2- هشیار، فرز، تند‌کار، زرنگ، زبل

    سوال‌های رایج trigger

    گذشته‌ی ساده trigger چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده trigger در زبان انگلیسی triggered است.

    شکل سوم trigger چی میشه؟

    شکل سوم trigger در زبان انگلیسی triggered است.

    شکل جمع trigger چی میشه؟

    شکل جمع trigger در زبان انگلیسی triggers است.

    وجه وصفی حال trigger چی میشه؟

    وجه وصفی حال trigger در زبان انگلیسی triggering است.

    سوم‌شخص مفرد trigger چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد trigger در زبان انگلیسی triggers است.

    ارجاع به لغت trigger

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «trigger» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/trigger

    لغات نزدیک trigger

    • - trigeminal
    • - trigeminal neuralgia
    • - trigger
    • - trigger circuit
    • - trigger finger
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.