آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

      Instigate

      ˈɪnstɪɡeɪt ˈɪnstɪɡeɪt

      گذشته‌ی ساده:

      instigated

      شکل سوم:

      instigated

      سوم‌شخص مفرد:

      instigates

      وجه وصفی حال:

      instigating

      معنی instigate | جمله با instigate

      verb - transitive formal C2

      برانگیختن، تحریک کردن، ‫ترغیب کردن‬، اغوا کردن، موجب شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Historical analysis often reveals how socio-economic disparities can instigate significant political unrest within a nation.

      تحلیل تاریخی اغلب نشان می‌دهد که چگونه نابرابری‌های اجتماعی-اقتصادی می‌توانند ناآرامی‌های سیاسی قابل توجهی را در یک ملت برانگیزند.

      He instigated others to rebellion.

      او دیگران را تحریک به شورش کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The speaker's passionate words seemed to instigate a wave of enthusiasm among the audience.

      به نظر می‌رسید کلمات پرشور سخنران موجی از شوروهیجان را در میان تماشاگران برانگیخت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد instigate

      1. verb influence, provoke
        Synonyms:
        spur urge prompt encourage move persuade incite provoke abet stimulate rouse stir up foment inflame goad egg on initiate start raise work up whip up actuate impel suggest hint add fuel turn on fire up bring about set on scheme plot plan put up to kindle needle make waves rabble-rouse insinuate steam up
        Antonyms:
        stop prevent halt
      1. verb influence
        Synonyms:
        incite prompt stimulate induce set off inspire stir up
        Antonyms:
        halt stop prevent
      1. verb to stir to action or feeling
        Synonyms:
        excite foment goad incite motivate move prod prompt provoke spur stimulate initiate egg on galvanize impel abet inflame encourage inspire pique prick influence propel set off needle plot touch off trigger work up push urge

      Collocations

      instigate measures

      اقداماتی را برانگیختن / به راه انداختن

      سوال‌های رایج instigate

      گذشته‌ی ساده instigate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده instigate در زبان انگلیسی instigated است.

      شکل سوم instigate چی میشه؟

      شکل سوم instigate در زبان انگلیسی instigated است.

      وجه وصفی حال instigate چی میشه؟

      وجه وصفی حال instigate در زبان انگلیسی instigating است.

      سوم‌شخص مفرد instigate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد instigate در زبان انگلیسی instigates است.

      ارجاع به لغت instigate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «instigate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/instigate

      لغات نزدیک instigate

      • - instead of
      • - instep
      • - instigate
      • - instigate measures
      • - instigation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      norway spruce carrot broccoli spinach kale lettuce cabbage zucchini eggplant aubergine bell pepper onion garlic potato sweet potato آندورا آهن خیز اتهامی اردوگاه موقت استیضاح کردن اصوات اهریمنی اوجا با بی وجدانی با رنجیدگی بازنشسته بازگویی بالا رفتن از بخار تولید کردن بخیه زدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.