آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Whisper

      ˈwɪspər ˈwɪspə

      گذشته‌ی ساده:

      whispered

      شکل سوم:

      whispered

      سوم‌شخص مفرد:

      whispers

      وجه وصفی حال:

      whispering

      شکل جمع:

      whispers

      معنی whisper | جمله با whisper

      verb - transitive verb - intransitive B2

      نجوا کردن، پچ‌پچ کردن، در گوشی حرف زدن، محرمانه یا مخفیانه صحبت کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      We whispered so as not to wake up the baby.

      برای اینکه کودک را بیدار نکنیم، پچ‌پچ می‌کردیم.

      She whispered to me that she felt very scared.

      او درگوشی به من گفت که خیلی احساس وحشت می‌کند.

      noun countable

      نجوا، زمزمه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      If a teacher's instruction is a whisper of affection ...

      درس معلم ار بود زمزمه‌ی محبتی ...

      They spoke in a whisper.

      آنان زمزمه‌کنان حرف می‌زدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد whisper

      1. noun rumor; information expressed in soft voice
        Synonyms:
        gossip word report buzz hint secret murmur mumble low voice hushed tone undertone innuendo disclosure divulgence insinuation hum confidence sigh secret message sighing susurration mutter
      1. noun trace, suggestion
        Synonyms:
        hint touch tinge dash suggestion shadow shade whiff fraction soupçon suspicion breath
        Antonyms:
        information
      1. verb speak softly
        Synonyms:
        mumble murmur mutter say softly talk low tell confide buzz hint gossip tell a secret breathe sigh speak confidentially say under one’s breath intimate insinuate hiss spread rumor talk into someone’s ear sibilate susurrate
        Antonyms:
        shout

      سوال‌های رایج whisper

      گذشته‌ی ساده whisper چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده whisper در زبان انگلیسی whispered است.

      شکل سوم whisper چی میشه؟

      شکل سوم whisper در زبان انگلیسی whispered است.

      شکل جمع whisper چی میشه؟

      شکل جمع whisper در زبان انگلیسی whispers است.

      وجه وصفی حال whisper چی میشه؟

      وجه وصفی حال whisper در زبان انگلیسی whispering است.

      سوم‌شخص مفرد whisper چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد whisper در زبان انگلیسی whispers است.

      ارجاع به لغت whisper

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «whisper» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/whisper

      لغات نزدیک whisper

      • - whiskey sour
      • - whisky-jack
      • - whisper
      • - whisper softly
      • - whisperer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.