Whisperer

American: ˈwɪspərər British: ˈwɪspərə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
نجوا‌کن، نجوایی، پچ‌پچ‌کننده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد whisperer

  1. noun a person habitually engaged in idle talk about others
    Synonyms:
    gossip gossiper tattler talebearer tattletale gossipmonger scandalmonger rumormonger newsmonger taleteller tabby yenta telltale tattle blab

ارجاع به لغت whisperer

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «whisperer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/whisperer

لغات نزدیک whisperer

پیشنهاد بهبود معانی