آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ فروردین ۱۴۰۴

      Aerate

      erˈeɪt ˈeəreɪt

      گذشته‌ی ساده:

      aerated

      شکل سوم:

      aerated

      سوم‌شخص مفرد:

      aerates

      وجه وصفی حال:

      aerating

      معنی aerate | جمله با aerate

      verb - transitive

      گازدار کردن (افزودن گاز به مایعات، به‌ویژه به نوشیدنی‌ها)

      They use a special tool to aerate the beer.

      آن‌ها برای گازدار کردن آب‌جو از ابزار خاصی استفاده می‌کنند.

      If you aerate the soda too much, it will lose its flavor.

      اگر نوشابه را بیش‌ از حد گازدار کنید، طعم خود را از دست می‌دهد.

      verb - transitive

      در معرض هوا قرار دادن، هوا دادن، هوادار کردن، تحت‌تأثیر هوا درآوردن، اکسیژن رساندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      You should aerate the compost to speed up the decomposition process.

      برای تسریع فرایند تجزیه، باید به کمپوست هوا بدهید.

      The scientist aerated the solution to ensure that the reaction would proceed efficiently.

      دانشمند محلول را هوادهی کرد تا اطمینان حاصل کند که واکنش به‌طور مؤثر پیش می‌رود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد aerate

      1. verb to expose to circulating air
        Synonyms:
        air ventilate freshen air-out inflate oxygenate oxygenize oxygenise wind charge aerify cross-ventilate fluidize
      1. verb aerate (sewage) so as to favor the growth of organisms that decompose organic matter
        Synonyms:
        activate

      لغات هم‌خانواده aerate

      noun
      aerator
      verb - transitive
      aerate

      سوال‌های رایج aerate

      گذشته‌ی ساده aerate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده aerate در زبان انگلیسی aerated است.

      شکل سوم aerate چی میشه؟

      شکل سوم aerate در زبان انگلیسی aerated است.

      وجه وصفی حال aerate چی میشه؟

      وجه وصفی حال aerate در زبان انگلیسی aerating است.

      سوم‌شخص مفرد aerate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد aerate در زبان انگلیسی aerates است.

      ارجاع به لغت aerate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «aerate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/aerate

      لغات نزدیک aerate

      • - aequorin
      • - aer-
      • - aerate
      • - aerator
      • - aerial
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.