آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ اسفند ۱۴۰۳

      Broadcast

      ˈbrɒːdkæst ˈbrɔːdkɑːst

      گذشته‌ی ساده:

      broadcast

      شکل سوم:

      broadcast

      سوم‌شخص مفرد:

      broadcasts

      وجه وصفی حال:

      broadcasting

      شکل جمع:

      broadcasts

      توضیحات:

      در معانی اول تا سوم، در انگلیسی آمریکایی همچنین می‌توان از broadcasted به‌جای broadcast در حالت جمع استفاده کرد.

      در معنای هفتم، در انگلیسی بریتانیایی به‌جای broadcast از terrestrial استفاده می‌شود.

      معنی broadcast | جمله با broadcast

      verb - intransitive verb - transitive B2

      (خبر، برنامه و...) (از رادیو، تلویزیون و...) پخش کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      They will broadcast the championship game live.

      آن‌ها بازی قهرمانی را به‌طور زنده پخش خواهند کرد.

      The documentary will broadcast on national television next week.

      این مستند هفته‌ی آینده در تلویزیون ملی پخش خواهد شد.

      verb - transitive

      داده‌پراکنی کردن، (اطلاعات، شایعه و...) منتشر کردن، اعلام کردن، اشاعه دادن، گسترش دادن، اطلاع دادن، بازگو کردن، پراکندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      She didn't mean to broadcast the rumor about her friend’s breakup.

      او قصد نداشت که شایعه‌ی جدایی دوستش را منتشر کند.

      Important news will be broadcast to the public through social media.

      اخبار مهم ازطریق رسانه‌های اجتماعی به اطلاع عموم رسانده خواهد شد.

      verb - transitive

      (بذر، جوانه و...) پاشیدن، افشاندن، پراکندن

      They decided to broadcast the fertilizer over the land.

      آن‌ها تصمیم گرفتند که بر روی زمین کود بپاشند.

      The best time to broadcast the seeds is in early spring.

      بهترین زمان برای بذرافشانی کردن، اوایل بهار است.

      noun countable

      برنامه، برنامه‌ی تلویزیونی، برنامه‌ی رادیویی

      Listeners eagerly awaited the next episode of the radio broadcast.

      شنوندگان مشتاقانه منتظر قسمت بعدی برنامه‌ی رادیویی بودند.

      He works behind the scenes for one of the popular television broadcasts.

      او در پشت‌صحنه‌ی یکی از برنامه‌های تلویزیونی محبوب کار می‌کند.

      noun uncountable

      پخش (برنامه‌ی تلویزیونی یا رادیویی)

      The live broadcast was interrupted by technical difficulties.

      پخش زنده به‌دلیل مشکلات فنی قطع شد.

      They worked tirelessly to get the series ready for broadcast.

      آن‌ها بی‌وقفه کار کردند تا سریال را آماده‌ی پخش کنند.

      adjective

      (از رادیو، تلویزیون و...) پخش‌شده، انتشاریافته

      The broadcast content was informative and engaging for the audience.

      محتوای پخش‌شده برای مخاطب آموزنده و جذاب بود.

      The broadcast interview with the celebrity has drawn a lot of media attention.

      مصاحبه‌ی انتشاریافته از این سلبریتی، توجه رسانه‌ای بسیاری را به خود جلب کرده است.

      adjective

      انگلیسی آمریکایی زمینی، غیرماهواره‌ای

      Broadcast radio stations are still popular in many regions.

      ایستگاه‌های رادیویی زمینی هنوز در بسیاری از مناطق محبوب هستند.

      Some people prefer broadcast television over satellite options.

      برخی از مردم تلویزیون زمینی را به گزینه‌های ماهواره‌ای ترجیح می‌دهند.

      adverb

      به‌صورت گسترده، به‌طور عمومی

      She spoke broadcast about her experiences during the trip.

      او به‌طور عمومی درباره‌ی تجربیاتش در طول سفر صحبت کرد.

      He shared his thoughts broadcast during the interview.

      او در حین مصاحبه افکارش را به‌صورت گسترده به اشتراک گذاشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد broadcast

      1. noun information on electronic media
        Synonyms:
        show program announcement transmission publication performance advertisement telecast newscast radiocast air time simulcast
      1. verb put forth on electronic media
        Synonyms:
        send air show transmit announce communicate relay circulate radio telegraph telephone cable beam telecast televise radiograph colorcast go on the air put on the air get out be on the air go on the airwaves simulcast
      1. verb make public
        Synonyms:
        announce declare publish advertise report communicate distribute spread proclaim circulate disseminate promulgate blazon sow strew blare annunciate troll
        Antonyms:
        hide keep quiet secret

      سوال‌های رایج broadcast

      گذشته‌ی ساده broadcast چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده broadcast در زبان انگلیسی broadcast است.

      شکل سوم broadcast چی میشه؟

      شکل سوم broadcast در زبان انگلیسی broadcast است.

      شکل جمع broadcast چی میشه؟

      شکل جمع broadcast در زبان انگلیسی broadcasts است.

      وجه وصفی حال broadcast چی میشه؟

      وجه وصفی حال broadcast در زبان انگلیسی broadcasting است.

      سوم‌شخص مفرد broadcast چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد broadcast در زبان انگلیسی broadcasts است.

      ارجاع به لغت broadcast

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «broadcast» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/broadcast

      لغات نزدیک broadcast

      • - broadband
      • - broadbill
      • - broadcast
      • - broadcaster
      • - broadcasting
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.