پاشیدن، پخش کردن، پراکنده کردن، ریختن
Flowers are strewn on the path of the bride.
در مسیر عروس گل میپاشند.
The room was strewn with paper and broken glass.
در اتاق، کاغذ و شیشهی شکسته پخشوپلا بود.
The erosion caused by glacial movements can strew rock fragments across vast geographical expanses, altering the landscape significantly.
فرسایش ناشی از حرکت یخچالهای طبیعی میتواند قطعات سنگ را در پهنههای جغرافیایی وسیع پراکنده کند و چشمانداز را بهطور قابل توجهی تغییر دهد.
پوشاندن (با پخش کردن چیزی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They strew the floor with straw.
کف اتاق را با کاه پوشاندند.
The widespread agricultural practice of monoculture can lead to a reduction in biodiversity, as it fails to strew the land with a variety of plant species.
عملکرد گسترده کشاورزی تککشت میتواند به کاهش تنوع زیستی منجر شود؛ زیرا نمیتواند زمین را با گونههای گیاهی متنوعی بپوشاند.
گذشتهی ساده strew در زبان انگلیسی strewed است.
شکل سوم strew در زبان انگلیسی strewn است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «strew» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/strew