همچنین میتوان از torpidity بهجای torpor استفاده کرد.
سستی، بیحالی، بیحسی، کرختی
Her torpor lasted for weeks after the accident, leaving her uninterested in her hobbies.
بیحالی او هفتهها پساز تصادف ادامه داشت و او را از پرداختن به سرگرمیها بیعلاقه کرد.
Students slipped into torpor during the long lecture.
دانشجویان در طول سخنرانی طولانی دچار کرختی شدند.
He tried to overcome his torpor with a strong cup of coffee.
او تلاش کرد با یک فنجان قهوه قوی بر بیحالی خود غلبه کند.
زیستشناسی خواب زمستانی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Scientists studied the torpor patterns of the ground squirrels.
دانشمندان الگوهای خواب زمستانی سنجابهای زمینی را مطالعه کردند.
Torpor allows animals to conserve energy when food is scarce.
خواب زمستانی به حیوانات این امکان را میدهد که وقتی غذا کم است، انرژی ذخیره کنند.
The study revealed that torpor can last for several weeks in some species.
مطالعه نشان داد که خواب زمستانی در برخی گونهها میتواند چند هفته طول بکشد.
Climate change is affecting the timing of torpor and hibernation cycles.
تغییرات اقلیمی زمانبندی خواب زمستانی و چرخههای خواب را تحتتأثیر قرار میدهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «torpor» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/torpor