گذشتهی ساده:
slept inشکل سوم:
slept inسومشخص مفرد:
sleeps inوجه وصفی حال:
sleeping inبیشتر از حد معمول خوابیدن، دیر از خواب برخاستن (در صبح)
We had no plans for Sunday, so we decided to sleep in.
برای یکشنبه برنامهای نداشتیم، بنابراین تصمیم گرفتیم دیر بیدار شویم.
While the benefits of a consistent sleep schedule are widely acknowledged, some individuals opt to sleep in on weekends to compensate for sleep deprivation accumulated during the workweek.
در حالی که فواید یک برنامهی خواب منظم بهطور گستردهای شناخته شده است، اما برخی افراد ترجیح میدهند آخرهفتهها بیشتر از حد معمول بخوابند تا کمبود خواب جمعشده در طول هفتهی کاری را جبران کنند.
عمداً دیر خوابیدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I love to sleep in on weekends, it's the best way to recharge.
من عاشق اینم که آخرهفتهها دیر بخوابم؛ بهترین راه برای شارژ مجدد هست.
While some studies suggest that sleeping in on non-work days can disrupt circadian rhythms, others highlight its psychological benefits for stress reduction.
درحالیکه برخی مطالعات نشان میدهند که دیر خوابیدن در روزهای غیرکاری میتواند ریتم شبانهروزی را مختل کند، اما برخی دیگر مزایای روانشناختی آن را برای کاهش استرس برجسته میکنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sleep in» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sleep in