base, station, outpost
base
station
outpost
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
سربازان وظیفه را در این پایگاه نظامی آموزش میدادند.
Conscripts were trained in this military base.
ساخت پایگاه فضایی نیازمند همکاری چندین کشور بود.
The construction of the space station required the collaboration of multiple countries.
پایگاه موشک
a missile base
پایگاه قدرت
power base
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پایگاه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پایگاه