seat, throne, dignity, position, office, bench
seat
throne
dignity
position
office
bench
او اولین زنی بود که بر مسند سناتوری نشست.
She was the first woman to win a senate seat.
او از قدرت خود در زمانی که در مسند قدرت بود، سوءاستفاده کرد.
He abused his power while in a position of authority.
دستور زبان predicate, complement
predicate
complement
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هر جمله کامل باید یک فاعل و یک مسند داشته باشد.
Every complete sentence must have a subject and a predicate.
جمله به یک مسند نیاز دارد تا معنی آن کامل شود.
The sentence needs a complement to complete its meaning.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مسند» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مسند