آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴

    کرسی به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / korsi /

    korsi (a square table draped with a blanket, beneath which sits a brazier designed to warm the legs and body)

    korsi

    نوعی وسیله‌ی گرم‌کننده‌ی سنتی ایرانی

    ما همه دور کرسی جمع شدیم تا در شب سرد زمستان گرم بمانیم.

    We all gathered around the korsi to keep warm during the cold winter night.

    او پتوی ضخیمی روی کرسی گذاشت تا گرمای بیشتری داشته باشد.

    She placed a thick blanket over the korsi for extra warmth.

    اسم
    فونتیک فارسی / korsi /

    مجازی chair, seat, throne, stool, tribune, rostrum

    chair

    seat

    throne

    stool

    tribune

    rostrum

    صندلی، مقام همراه با مسند

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    سال‌هاست که کرسی ادبیات انگلیسی را اشغال کرده‌ام.

    I have occupied the chair of English literature for years.

    این کرسی مطمئن در نظر گرفته شد.

    The seat was considered safe.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد کرسی

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    چارپایه صندلی
    مترادف:
    اریکه تخت سریر مسند
    مترادف:
    آسمان عرش
    مترادف:
    منصه
    مترادف:
    درس
    مترادف:
    آسیا دندان آسیا
    مترادف:
    پایه تراز

    سوال‌های رایج کرسی

    کرسی به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «کرسی» در زبان انگلیسی به traditional Iranian heated table یا korsi ترجمه می‌شود. همچنین در معنای «صندلی»، این کلمه می‌تواند معنی chair نیز داشته باشد.

    «کرسی» وسیله‌ای سنتی و بسیار شناخته‌شده در فرهنگ ایران است که در گذشته‌های دور و حتی امروز در برخی مناطق برای گرم کردن فضاهای سرد زمستانی به کار می‌رود. کرسی معمولاً یک میز کوتاه است که روی آن لحافی ضخیم و بزرگ کشیده می‌شود و زیر میز منبع گرمایی مانند چراغ یا بخاری قرار دارد. افراد دور کرسی می‌نشینند و پاهای خود را زیر لحاف قرار می‌دهند تا از گرمای آن بهره‌مند شوند.

    این وسیله به عنوان نمادی از دورهمی و صمیمیت خانوادگی شناخته می‌شود، چرا که اعضای خانواده یا دوستان در کنار کرسی جمع می‌شوند، گفتگو می‌کنند، چای می‌نوشند و لحظاتی خوش و گرم را در کنار هم سپری می‌کنند. کرسی نه تنها وسیله‌ای برای گرم کردن بدن است، بلکه محلی برای تقویت روابط اجتماعی و فرهنگی به شمار می‌رود.

    از نظر تاریخی، کرسی در مناطق سردسیر ایران و کشورهای همسایه کاربرد گسترده‌ای داشته و بخشی از زندگی روزمره مردم به شمار می‌رفته است. گرچه با پیشرفت فناوری و استفاده از سیستم‌های گرمایشی مدرن، استفاده از کرسی کاهش یافته، اما هنوز در فرهنگ و ادبیات ایران جایگاهی خاص دارد و به عنوان نمادی از سنت و زندگی ساده به آن نگاه می‌شود.

    علاوه بر جنبه‌ی کاربردی، کرسی در ادبیات و هنر ایرانی نیز حضور دارد و به عنوان نمادی از گرما، آرامش و صمیمیت خانوادگی مورد استفاده قرار گرفته است. این وسیله یادآور خاطرات کودکی و دورهمی‌های گرم و دوستانه است که همواره در فرهنگ مردم ایران حفظ شده است.

    «کرسی» وسیله‌ای سنتی با ارزش فرهنگی و اجتماعی است که فراتر از کارکرد فیزیکی‌اش، نمادی از گرمای خانواده، مهمان‌نوازی و زندگی جمعی به شمار می‌رود.

    ارجاع به لغت کرسی

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «کرسی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کرسی

    لغات نزدیک کرسی

    • - کرستون
    • - کرسنه
    • - کرسی
    • - کرسی استادی
    • - کرسی خطابه
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.