آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

      پایه به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / paaye /

      foundation, base, basis, baseline, cornerstone, ground, groundwork

      foundation

      base

      basis

      baseline

      cornerstone

      ground

      groundwork

      اساس، بنیاد

      زبان پایه‌ی برنامه‌های کامپیوتری است.

      Language is the foundation of computer programs.

      اعتماد، پایه‌ی هر رابطه‌ی قوی است.

      Trust is the base of every strong relationship.

      اسم
      فونتیک فارسی / paaye /

      (table, chair, etc.) leg, pillar, pile, column, pedicel, stanchion, foot, support, (plant) stalk

      leg

      pillar

      pile

      column

      pedicel

      stanchion

      foot

      support

      stalk

      تیر، ستون

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      یکی از پایه‌های میز شکسته بود؛ برای همین میز تکان می‌خورد.

      One of the table legs was broken, so the table shook.

      بیشتر وزن ساختمان روی پایه‌ی مرکزی قرار دارد.

      Most of the building's weight is on the central pillar.

      اسم
      فونتیک فارسی / paaye /

      degree, grade, rank, status, position

      degree

      grade

      rank

      status

      position

      درجه، مقام، رتبه

      دانش‌آموزان این پایه درحال یادگیری کسرها هستند.

      Students in this grade are learning about fractions.

      او به پایه‌ی بالاتری در سازمان ارتقا پیدا کرد.

      He was promoted to a higher degree within the organization.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد پایه

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اساس بنیان بن پی ته شالوده قاعده
      متضاد:
      پیکر نما
      مترادف:
      اصل ریشه مبنا
      مترادف:
      پا پایین دامن دامنه زیر
      مترادف:
      ساق ساقه
      مترادف:
      پایگاه جایگاه درجه مقام منصب
      مترادف:
      اشل رتبه رتبه‌اداری
      مترادف:
      اندازه حد مقیاس میزان
      مترادف:
      کلاس
      مترادف:
      کنه
      مترادف:
      ماخذ
      مترادف:
      قایمه محور

      ارجاع به لغت پایه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «پایه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پایه

      لغات نزدیک پایه

      • - پایورسالاری
      • - پایوری
      • - پایه
      • - پایه استدلال
      • - پایه استدلال قرار دادن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.