آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۳

      زیر به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      قید
      فونتیک فارسی / zir /

      under, below, underneath, neath, beneath, on thr botton, hypo-, sub-, infra-

      under

      below

      underneath

      neath

      beneath

      on thr botton

      hypo-

      sub-

      infra-

      پایین

      مهد کودک‌ها پنجاه درصد بچه‌های زیر پنج سال را نگهداری می‌کنند.

      Nurseries provide day care for fifty percent of children under five.

      دما شب گذشته به زیر صفر رسید.

      The temperature dropped below freezing last night.

      قید
      فونتیک فارسی / zir /

      at the bottom, at the base

      at the bottom

      at the base

      در پایین

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      او جعبه را در زیر قفسه گذاشت.

      She placed the box at the bottom of the shelf.

      آب در زیر دریاچه آرام است.

      The water is calm at the base of the lake.

      قید
      فونتیک فارسی / zir /

      in, inside

      in

      inside

      در داخل

      گربه زیر جعبه خوابیده است.

      The cat is sleeping in the box.

      گنج زیر غار پنهان است.

      The treasure is hidden inside the cave.

      صفت
      فونتیک فارسی / zir /

      high-pitched, high, shrill, keen, acute, sharp, piercing, reedy, stridulous

      high-pitched

      high

      shrill

      keen

      acute

      sharp

      piercing

      reedy

      stridulous

      صدای نازک

      او با صدای زیر خواند و صدایش بالاتر از جمعیت رفت.

      She sang high-pitched, her voice soaring above the crowd.

      نت‌های زیر ویولن سالن کنسرت را پر کرد.

      The high notes of the violin filled the concert hall.

      صفت
      فونتیک فارسی / zir /

      below, less (than)

      below

      less

      کمتر از

      نمره‌ی او در آزمون زیر متوسط بود.

      Her score was below average on the test.

      او زیر سال گذشته قهوه می‌نوشد.

      She drinks less coffee than she did last year.

      اسم
      فونتیک فارسی / zir /

      following, hereinbelow, hereunder, hereinafter

      following

      hereinbelow

      hereunder

      hereinafter

      زیر

      لطفاً شرایط و ضوابط زیر را بررسی کنید.

      Please review the following terms and conditions.

      روند ثبت شکایات به‌منظور راحتی شما در زیر توضیح داده شده است.

      The procedure for filing complaints is described hereinafter for your convenience.

      اسم
      فونتیک فارسی / zir /

      قدیمی a diacritical mark in the Persian script that signifies the vowel sound "e"

      a diacritical mark in the Persian script that signifies the vowel sound "e"

      کسره
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد زیر

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پایین تحت ته ذیل
      متضاد:
      بالا زبر فوق

      ارجاع به لغت زیر

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «زیر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/زیر

      لغات نزدیک زیر

      • - زیج
      • - زید و عمر
      • - زیر
      • - زیر آب
      • - زیر آب بردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.