آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴

      پیکر به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / peykar /

      body, figure, physique, form, frame, build, torso

      body

      figure

      physique

      form

      frame

      build

      torso

      تن

      پیکر نحیفی در تاریکی ظاهر شد.

      A slender form appeared in the darkness.

      خانواده‌ی عزادار تصمیم گرفتند که در طول شب در کنار پیکر عزیزشان بیدار بمانند.

      The mourning family chose to wake over their loved one's body throughout the night.

      اسم
      فونتیک فارسی / peykar /

      ریاضی digit, numeral

      digit

      numeral

      رقم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      همیشه وقتی سعی می‌کنم پیکرها را در زبان‌های مختلف بخوانم، گیج می‌شوم.

      I always get confused when trying to read numerals in a different language.

      پیکرهای رومی

      Roman numerals

      اسم
      فونتیک فارسی / peykar /

      portrait, icon

      portrait

      icon

      تصویر

      پیکر خانوادگی

      the family portrait

      هنرمند پیکر زیبایی از آن زن را نقاشی کرد.

      The artist painted a beautiful portrait of the woman.

      اسم
      فونتیک فارسی / peykar /

      statute, sculpture

      statute

      sculpture

      مجسمه، تندیس

      مجموعه‌ای شگفت‌انگیز از پیکرهای باستانی

      an impressive collection of ancient sculptures

      پیکر برنزی

      the bronze sculpture

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد پیکر

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اندام بدنه تن جثه جسد جسم کالبد هیکل
      مترادف:
      ریخت صورت هیات
      مترادف:
      تصویر نقش نگاره
      مترادف:
      پیکره تندیس مجسمه
      مترادف:
      رقم
      مترادف:
      پرچم درفش رایت علم لوا

      سوال‌های رایج پیکر

      پیکر به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «پیکر» در زبان انگلیسی به body یا در برخی بافت‌های ادبی و هنری figure ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «پیکر» یکی از واژه‌های پرکاربرد و چندلایه در زبان فارسی است که بسته به زمینه‌ی استفاده، می‌تواند معانی و کاربردهای متفاوتی داشته باشد. در ساده‌ترین شکل، «پیکر» به جسم یا کالبد انسانی یا حیوانی اشاره دارد، به‌ویژه زمانی که بر فرم، شکل یا حالت فیزیکی تأکید شود. با این حال، کاربرد این واژه فراتر از بدن فیزیکی است و در متون ادبی، فلسفی، هنری و حتی سیاسی معانی عمیق‌تری می‌گیرد.

      در متون رسمی و خبری، «پیکر» معمولاً به بدن بی‌جان فردی گفته می‌شود که از دنیا رفته است. عباراتی مانند «پیکر جان‌باختگان حادثه» یا «پیکر بی‌جان» از نمونه‌های رایج این کاربرد هستند. در این معنا، واژه‌ی «پیکر» به جای واژه‌ی عمومی‌تر «جسد» به کار می‌رود تا بار معنایی سنگین‌تر، رسمی‌تر و محترمانه‌تری به جمله ببخشد.

      در ادبیات فارسی، به‌ویژه در شعر، «پیکر» واژه‌ای نمادین است که گاه به شکل استعاره‌ای از مفاهیمی چون انسان، جامعه، عشق، کشور یا حتی معناهای فلسفی‌تر به کار می‌رود. برای نمونه، می‌توان از ترکیب‌هایی چون «پیکر وطن»، «پیکر یار»، یا «پیکر هستی» نام برد که هرکدام بار تصویری و احساسی خاصی را منتقل می‌کنند. در این‌گونه کاربردها، «پیکر» نه‌تنها به بعد جسمانی، بلکه به هویت، ساختار و جوهره‌ی درونی چیزی اشاره دارد.

      در حوزه‌ی هنرهای تجسمی، مجسمه‌سازی و نقاشی، واژه‌ی «پیکر» برای اشاره به شکل و فرم بدن انسان یا موجودات دیگر به کار می‌رود. اصطلاح «پیکره‌سازی» معادل sculpture در انگلیسی، به هنر ساخت مجسمه گفته می‌شود. در این بافت، تمرکز بر تناسبات، زیبایی‌شناسی و بیان احساسات از طریق فرم بدنی است، که «پیکر» را به عنصر اصلی بیان هنری تبدیل می‌کند.

      واژه‌ی «پیکر» نه‌تنها واژه‌ای برای اشاره به کالبد و جسم است، بلکه حامل بار فرهنگی، ادبی و نمادینی است که آن را به یکی از غنی‌ترین واژه‌های زبان فارسی تبدیل کرده است. چه در بیان غم از دست‌دادن، چه در خلق تصویرهای شاعرانه، و چه در توصیف شکل هنری یا مفهومی از هستی، «پیکر» پیوندی میان جسم و معنا برقرار می‌کند که در کمتر واژه‌ای به این ظرافت دیده می‌شود.

      ارجاع به لغت پیکر

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «پیکر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پیکر

      لغات نزدیک پیکر

      • - پیکان سر
      • - پیکان لنگر
      • - پیکر
      • - پیکر بندی
      • - پیکر تراش
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.