آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۴

      اندام به انگلیسی

      توضیحات:

      همچنین در حالت جمع معنای اول می‌توان از اندام‌ها و اندامگان استفاده کرد.

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / andaam /

      limb, organ, body member, part of the body, component

      limb

      organ

      body member

      part of the body

      component

      عضو بدن
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      معده یک اندام گوارشی است.

      The stomach is a digestive organ.

      بازوی بیونیکی به مقطوع‌العضو امکان می‌داد تا استفاده‌ی کامل از اندام خود را به دست آورد.

      The bionic arm allowed the amputee to regain full use of his limb.

      اسم
      فونتیک فارسی / andaam /

      body, build, physique, stature, figure, frame

      body

      build

      physique

      stature

      figure

      frame

      هیکل

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      آنان دارای نیروی بدنی متناسب با اندام درشت خود هستند.

      They possess physical strength consonant with their great bodies.

      سیامک اندام کشیده‌ای دارد.

      Siamak is spare of build.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد اندام

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بدنه پیکر تن تنه جثه جسم قامت قد کالبد هیکل
      مترادف:
      آلت جوارح عضو
      مترادف:
      ارگانیسم

      سوال‌های رایج اندام

      اندام به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «اندام» در زبان انگلیسی به body part یا limb یا organ ترجمه می‌شود؛ بسته به نوع اندام مورد نظر، این واژه‌ها کاربرد دارند.

      «اندام» به هر بخش یا قسمت از ساختار جسمانی یک موجود زنده، به ویژه انسان یا حیوان، گفته می‌شود که وظیفه یا عملکرد خاصی را بر عهده دارد. این کلمه می‌تواند به بخش‌های مختلفی از بدن اشاره کند، مانند دست، پا، سر، شکم، یا حتی اعضای داخلی مانند قلب و کبد. در زبان انگلیسی، body part واژه‌ای کلی برای اشاره به هر بخش از بدن است، در حالی که limb بیشتر برای اندام‌های حرکتی مانند دست‌ها و پاها به کار می‌رود.

      از نظر زیست‌شناسی و آناتومی، اندام‌ها به‌عنوان واحدهای عملکردی بدن شناخته می‌شوند که هرکدام نقش مهمی در حفظ سلامت و کارکرد کلی بدن ایفا می‌کنند. به‌عنوان مثال، دست‌ها به عنوان اندام‌های اصلی لمس و انجام فعالیت‌های ظریف، پاها برای حرکت و ایستادن، و قلب برای گردش خون در بدن اهمیت دارند. ساختار اندام‌ها در طول تکامل گونه‌های مختلف دچار تغییر شده و هر یک متناسب با نیازهای زیستی موجود، شکل گرفته‌اند.

      از نظر پزشکی، توجه به سلامت اندام‌ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، زیرا اختلال یا آسیب در هر یک می‌تواند تأثیر جدی بر کیفیت زندگی فرد داشته باشد. علوم پزشکی و جراحی به‌طور ویژه به بررسی، تشخیص و درمان بیماری‌ها و مشکلات اندام‌ها می‌پردازند. همچنین، بازسازی و پیوند اندام‌ها نیز یکی از حوزه‌های پیشرفته پزشکی است که به بیماران کمک می‌کند تا توانایی‌های جسمانی خود را بازیابند.

      در فرهنگ‌ها و هنرهای مختلف، اندام‌ها نمادهای معنایی متنوعی دارند. به‌عنوان مثال، دست‌ها نماد توانایی و قدرت، چشم‌ها نماد بینایی و فهم، و پاها نماد حرکت و پیشرفت هستند. بسیاری از آثار هنری، ادبیات و فلسفه به نقش و اهمیت اندام‌ها در زندگی انسان پرداخته‌اند و از آن‌ها به‌عنوان نمادهایی برای ابراز احساسات و مفاهیم مختلف بهره برده‌اند.

      «اندام» بخشی حیاتی از ساختار فیزیکی موجودات زنده است که نه تنها در عملکردهای زیستی، بلکه در ابعاد فرهنگی و اجتماعی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. معادل‌های انگلیسی آن بسته به نوع اندام و زمینه کاربرد، متفاوت است و انتخاب واژه مناسب باعث انتقال دقیق‌تر مفهوم می‌شود.

      ارجاع به لغت اندام

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «اندام» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/اندام

      لغات نزدیک اندام

      • - اندازه ی کوچک
      • - اندازه یک قدم
      • - اندام
      • - اندام اضافی
      • - اندام بری شده
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.