آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

      بن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / bon /

      base, basis, bottom, stump

      base

      basis

      bottom

      stump

      پایین‌ترین نقطه‌ یا سطح، بیخ
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      بن انگشت شست جایی است که در آن استخوان متاکارپال به استخوان‌های کارپال متصل می‌شود.

      The base of the thumb is where the metacarpal bone connects to the carpal bones.

      بن جاده با آسفالت پوشیده شده است.

      The bottom of the road is paved with asphalt.

      اسم
      فونتیک فارسی / bon /

      base, root, foundation, bottom, fundus, chalaza

      base

      root

      foundation

      bottom

      fundus

      chalaza

      ریشه، نقطه‌ی آغاز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      بن دندان

      the root of a tooth

      بن ساختمان باید محکم باشد تا از بقیه‌ی سازه حمایت کند.

      A building’s bottom must be solid to support the rest of the structure.

      اسم
      فونتیک فارسی / bon /

      coupon, token, ticket, ration

      coupon

      token

      ticket

      ration

      بهابرگ

      از بن دیجیتال برای خرید آنلاین کتاب استفاده کردم.

      I used a digital token to purchase a book online.

      بن تا هفته‌ی آینده اعتبار دارد؛ پس باید زود از آن استفاده کنم.

      The coupon expires next week, so I must use it soon.

      اسم
      فونتیک فارسی / bon /

      زبان‌شناسی root, base

      root

      base

      ریشه‌ی کلمه

      در ساخت‌واژه، بن کوچک‌ترین واحدی است که معنی‌اش را در خود نگه می‌دارد.

      In morphology, a root is the smallest unit that carries meaning.

      او به ما یاد داد که چگونه قبل‌از افزودن پیشوند یا پسوند، بن فعل را جدا کنیم.

      She taught us how to isolate the root of a verb before adding affixes.

      اسم
      فونتیک فارسی / bon /

      کالبدشناسی radicle

      radicle

      عصب حسی یا پوست

      آسیب به بن می‌تواند باعث از دست دادن حس در لایه‌ی پوست‌ساز شود.

      Injury to the radicle can cause loss of sensation in the dermatome.

      بن اعصاب نخاعی سیگنال‌های حسی را از پوست به مغز منتقل می‌کند.

      The radicle of the spinal cord carries sensory signals from the skin to the brain.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد بن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اصل بیخ پی
      متضاد:
      نوک
      مترادف:
      ریشه ستاک
      مترادف:
      انتها ته قعر

      ارجاع به لغت بن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بن

      لغات نزدیک بن

      • - بمل کردن
      • - بموقع
      • - بن
      • - بن باره
      • - بن‌بست
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.