آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۰ مرداد ۱۴۰۴

    راه به انگلیسی

    معنی‌ها

    فونتیک فارسی / raah /

    way, road, path, route, channel, method, cause

    way

    road

    path

    route

    channel

    method

    cause

    lane

    lane

    از میان جمعیت و غیره

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    wale

    wale

    از میان جمعیت و غیره
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد راه

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    جاده سبیل سلک شاهراه صراط طریق گذرگاه مسلک مسیر معبر ممر منهاج منهج نهج
    مترادف:
    روال روش شعار شیوه طرز طریقت طریقه منوال
    مترادف:
    رسم عادت
    مترادف:
    مجرا
    مترادف:
    وضع

    سوال‌های رایج راه

    راه به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «راه» در زبان انگلیسی به road، path یا way ترجمه می‌شود.

    «راه» یکی از بنیادی‌ترین واژگان در زبان فارسی است که علاوه بر معنای فیزیکی‌اش، در زبان و فرهنگ ایرانی بار معنایی گسترده و استعاری دارد. در ساده‌ترین تعریف، راه به مسیری گفته می‌شود که انسان یا وسایل نقلیه از آن برای رسیدن به مقصدی استفاده می‌کنند؛ مسیری که می‌تواند خاکی، آسفالت شده، کوهستانی یا شهری باشد. اما در کاربردهای گسترده‌تر، «راه» می‌تواند نماد مسیر زندگی، انتخاب‌ها، هدف‌ها و حتی روش‌ها و شیوه‌ها باشد.

    در زندگی روزمره، راه‌ها امکان اتصال مکان‌ها و جوامع مختلف را فراهم می‌کنند و نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایفا می‌نمایند. بدون راه‌ها، ارتباطات دشوار می‌شد و حرکت انسان‌ها، کالاها و ایده‌ها محدود می‌گردید. این موضوع در تاریخ تمدن‌ها همواره مشهود بوده؛ ساختن جاده‌ها و راه‌ها یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای انسان برای تسهیل ارتباطات و گسترش قلمروهای خود بوده است.

    در ادبیات و فرهنگ، راه تصویری قدرتمند و پرمعناست. شاعران و نویسندگان از راه به عنوان نمادی برای مسیر زندگی، سرنوشت، جستجو برای حقیقت یا انتخاب‌های انسانی استفاده کرده‌اند. «راه» در اشعار کلاسیک فارسی، اغلب نشان‌دهنده‌ی سفر روحانی، تلاش برای رسیدن به کمال یا گذر از سختی‌هاست. این استعاره باعث شده که واژه‌ی راه بیش از یک مفهوم فیزیکی، به نمادی فلسفی و انسانی تبدیل شود.

    همچنین، در گفت‌وگوها و جملات روزمره، «راه» می‌تواند به شیوه‌ی انجام کاری یا روش رسیدن به هدف اشاره کند. مثلاً وقتی می‌گوییم «راه حل مشکل» یا «راهکار مناسب»، منظور روش یا تدبیری است که برای حل مسئله به‌کار می‌رود. این کاربرد گسترده نشان‌دهنده انعطاف معنایی این کلمه است که در حوزه‌های مختلف زندگی کاربرد دارد.

    «راه» مفهومی است که هم مادی و هم معنوی را در بر می‌گیرد. این کلمه پلی است میان مکان‌ها و زمان‌ها، میان انتخاب‌ها و سرنوشت‌ها، و میان انسان و جهان پیرامونش. راه‌ها همواره دعوتی برای حرکت، پیشرفت و کشف ناشناخته‌ها هستند؛ نشانه‌ای از زندگی در جریان و تلاش بی‌پایان برای رسیدن به مقصدی بهتر.

    ارجاع به لغت راه

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «راه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/راه

    لغات نزدیک راه

    • - راوید
    • - راویولی
    • - راه
    • - راه‌آب
    • - راه آب برای آب های زائد سد
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.