آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

عادت به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / aadat /

habit, habitude, custom, wont, use, usage, practice, inurement, rote, mannerism

habit

habitude

custom

wont

use

usage

practice

inurement

rote

mannerism

الفت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

از عادت آنان به مشروب‌خواری انتقاد کرد.

He animadverted upon their drinking habits.

عادت دارد دیر به بستر برود.

It is his custom to go to bed late.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد عادت

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
مترادف:
مترادف:
مترادف:

ارجاع به لغت عادت

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «عادت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/عادت

لغات نزدیک عادت

پیشنهاد بهبود معانی