centre, center, middle, midpoint, point, core, heart, head, headquarters, heartland, crossroad, pole, hub, hotbed, navel, station, nucleus, depth, epicenter, locus, nexus, centri-, centro-
centre
center
middle
midpoint
point
core
heart
head
headquarters
heartland
crossroad
pole
hub
hotbed
navel
station
nucleus
depth
epicenter
locus
nexus
centri-
centro-
پاریس مرکز مد است.
Paris is a fashion center.
راندن موتور در مرکز شهر غیرمجاز است.
Motor vehicles are prohibited from driving in the town centre.
مجازی capital (city), seat (of government), principal seat, axis
capital
seat
principal seat
axis
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
بویزی مرکز ایالت آیداهو است.
The capital of ID is Boise.
شهر استورم لیک مرکز شهرستان است.
Storm Lake is a country seat.
هندسه focal point, focus
focal point
focus
در یک دایره، مرکز جایی است که تمام شعاعها به هم میرسند.
In a circle, the focal point is where all the radii meet.
مرکز چندضلعی منظم نقطهای است که از تمام رأسهای آن فاصلهی برابر دارد.
A regular polygon’s focal point is the point that is equidistant from all its vertices.
کلمهی «مرکز» در زبان انگلیسی به center یا centre (بسته به امریکن یا بریتیش) ترجمه میشود.
مرکز به معنای نقطهای است که حول آن چیزها یا فعالیتها قرار میگیرند یا تمرکز پیدا میکنند. این مفهوم میتواند هم به مکان فیزیکی اشاره داشته باشد و هم به موقعیت معنایی یا مفهومی در یک موضوع یا حوزه خاص. مرکز نشاندهنده نقطهی اصلی یا مهم است که نقش راهبردی و سازماندهیکننده دارد و بدون آن، ساختار یا عملکرد مجموعه ممکن است دچار اختلال شود.
در زندگی روزمره، مرکز معمولاً به مکانهایی گفته میشود که فعالیتهای مهم، خدمات یا تجمعات در آنها صورت میگیرد. به عنوان مثال، مرکز شهر محل تجمع ادارات، فروشگاهها و فعالیتهای اجتماعی است و افراد برای رفع نیازهای مختلف به آن مراجعه میکنند. همچنین، مراکز آموزشی، فرهنگی و علمی نقش مهمی در ارتقای دانش، فرهنگ و مهارتهای افراد ایفا میکنند و به رشد جامعه کمک مینمایند.
مرکز در جنبههای سازمانی و مدیریتی نیز اهمیت فراوان دارد. سازمانها و نهادها معمولاً مراکزی دارند که فعالیتهای کلیدی و تصمیمگیریها در آنها متمرکز میشود. این تمرکز باعث میشود هماهنگی بین واحدها، مدیریت منابع و کنترل کیفیت به شکل مؤثرتری انجام شود. مرکز، به عنوان نقطهای از تمرکز، مسیر فعالیتها را مشخص کرده و نقش راهنمایی و هدایت را ایفا میکند.
از نظر فضایی و جغرافیایی، مرکز نقطهای است که فاصلهها از آن به نقاط پیرامونی به نوعی متعادل یا کمتر است. این ویژگی باعث میشود مراکز شهری، تجاری یا حملونقلی اهمیت بیشتری پیدا کنند و دسترسی به خدمات، امکانات و فرصتها برای افراد آسانتر گردد. بنابراین، مفهوم مرکز تنها به موقعیت فیزیکی محدود نمیشود، بلکه نقشی کلیدی در ایجاد هماهنگی، دسترسی و کارآمدی دارد.
مرکز به عنوان نقطهی اصلی و محور در زندگی، سازمانها و جوامع عمل میکند. این مفهوم نشاندهنده اهمیت تمرکز، هماهنگی و نقش محوری در هر سیستم یا محیطی است. توجه به مراکز مختلف، چه در فضای فیزیکی، چه در حوزههای اجتماعی یا مدیریتی، به ایجاد نظم، دسترسی بهتر و ارتقای کیفیت زندگی و کار کمک میکند و اهمیت آن را در زندگی روزمره و حرفهای برجسته میسازد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مرکز» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مرکز