همچنین میتوان از sleep like a baby بهجای sleep like a log استفاده کرد.
مثل خرس خوابیدن، تخت خوابیدن، خواب سنگین داشتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I was so exhausted after the exam that I slept like a log.
بعداز امتحان آنقدر خسته بودم که مثل خرس خوابیدم.
He sleeps like a log no matter how noisy the neighborhood gets.
او هرچقدر هم محله سروصدا داشته باشد، تخت میخوابد.
After the long hike, I slept like a log.
بعداز پیادهروی طولانی، مثل خرس خوابیدم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sleep like a log» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sleep-like-a-log